قفل
artonlines
wikichavoshi
ایفه
afagraphy.com
آپارات
http://www.artonlines.com/AZIZESTAN
94-02-16
davat
badiha
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 42
  • بازدید هفته: 11,802
telegram-logo2-
photo_2015-09-15_07-42-54
fathers
9309014-2
تاریخ انتشار : ۳ فروردین ۱۳۹۵

عید دیدنی با دانشمندان

IMG09290741

خلاصه خبر

سید محمدحسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی (۱۲۸۱ – ۲۴ آبان ماه ۱۳۶۰ هجری شمسی در تبریز) نویسنده تفسیر المیزان، فقیه، فیلسوف و مفسر قرآن، شیعه و ایرانی است.[۱]

اهمیت وی به جهت زنده کردن حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزه‌های تشیع بعد از دورهٔ صفویه بوده‌است. به ویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی بسنده نکرده، به تأسیس معرفت‌شناسی در این مکتب می‌پردازد. همچنین با انتشار کتب فراوان و تربیت شاگردان برجسته در دوران مواجهه با اندیشه‌های غربی نظیر مارکسیسم به اندیشه دینی حیاتی دوباره بخشیده، حتی در نشر آن در مغرب زمین نیز می‌کوشد.

ایام عید خیلی به دید و بازدید سپری می شود و سنت پسندیده ایرانی و سفارشات دین مبین اسلام به مهربانی کردن را گسترش می دهد  مهربانی شیوه های گوناگونی دارد یکی از شیوه های مهربانی  مهربانی و قدر دانی از دانشمندان در زمان نبودنشان است زمانی که آنها رخت از این دنیا بسته وبه  دیار باقی سفر کرده اند این گونه مهربانی ها دوسویه است وقتی ما یادی از دانشمند و عالمی میکنیم  در گسترش فرهنگ ،تفکر و اندیشه او گام برداشته ایم و بی شک او نیز بر جمعی که یاد او کرده اند به هر مقدار توجه خواهد کرد پس چه شایسته است در این ایام مبارک یادی کنیم از آنها که متبرک است یاد و خاطر آنها .
یکی از این علما و دانشمندان علامه سید محمد حسین طباطبایی است که امروز ما یه قدر درج نام مبارک ایشان و مرور شعرزیبایی که شاید خیلی ها ندانند شاعر آن  علامه بوده شعری که  همه با ابیات اول آن بسیار اشنا هستیم ۔این شعر توسط هنرمند نامی شهرام ناظری اجرا شده

کیش مهر 

همی گویم و گفته‌ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها

پرستش به مستی‌ست در کیش مهر
برونند زین جرگه هشیارها

به شادی و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دل‌افگارها

بجز اشک چشم و بجز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها

کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام دیوارها

چه فرهادها مرده در کوه‌ها
چه حلاج‌ها رفته بر دارها

چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده‌هایی ز پندارها

ولی رادمردان و وارستگان
نبازند هرگز به مردارها

مهین مهرورزان که آزاده‌اند
بریدند از دام جان تارها

به خون خود آغشته و رفته‌اند
چه گل‌های رنگین به جوبارها

بهاران که شاباش ریزد سپهر
به دامان گلشن ز رگبارها

کشد رخت سبزه به هامون و دشت
زند بارگه گل به گلزارها

نگارش دهد گلبن جویبار
در آیینهٔ آب رخسارها

رود شاخ گل دربر نیلُفر
برقصد به صد ناز گلنارها

دَرَد پردهٔ غنچه را باد بام
هزار آورد نغز گفتارها

به آوای نای و به آهنگ چنگ
خروشد ز سرو و سمن تارها

به یاد خم ابروی گلرخان
بکش جام در بزم می‌خوارها

گره را ز راز جهان باز کن
که آسان کند باده دشوارها

جز افسون و افسانه نبود جهان
که بسته است چشم خشایارها

به اندوه آینده خود را مباز
که آینده خوابی‌ست چون پارها

فریب جهان را مخور زینهار
که در پای این گل بود خارها

پیاپی بکش جام و سرگرم باش
بهل گر بگیرند بیکارها

علامه سید محمد حسین طباطبایی

 

یک دیدگاه بگذارید :

آدرس ایمیل شما هرگز منتشر نخواهد شد بخش های لازم با * علامت گذاری شده است.

* :



*