150
artonlines
wikichavoshi
ایفه
afagraphy.com
آپارات
http://www.artonlines.com/AZIZESTAN
94-02-16
davat
badiha
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 200
  • بازدید هفته: 8,885
telegram-logo2-
photo_2015-09-15_07-42-54
fathers
9309014-2
تاریخ انتشار : ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۷

از دیگران تشکر کنید


فراموش شده ترین ویژگی مهربانی شاید قدردانی باشد، چون آنقدر به این موضوع توصیه شده است که برای هر کسی عادی می شود. یک تشکر خشک و خالی کمتر از ده ثانیه زمان شما را خواهد گرفت، اما تأثیر آن می تواند مدتها ادامه داشته باشد. هیچکس نمی تواند بگوید عبارت ساده ای مثل این چقدر می تواند احساس خوبی به دیگران ببخشد. بنابراین از کارکنان خود به خاطر زحماتی که برای شما می کشند، هرچند کوچک، تشکر کنید. آنها نیز به مرور دلایلی برای تشکر کردن از شما خواهند یافت.

تاریخ انتشار : ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷

مهربانی می‌تواند سالها به طول عمر شما اضافه کند

mehraban06a-1024x731

۹ دلیلی که نشان میدهد مهربانی برای سلامتی تان مفید است

 مهربانی می‌تواند سالها به طول عمر شما اضافه کند
دفعه بعد که می‌خواستید درمورد کسی غیبت کنید، با همکارتان دعوا کنید یا با کسی بی‌ادبی و پررویی کنید، این را یادتان باشد: بدجنس بودن سلامتی‌تان را به خطر می‌اندازد.ولی برعکس، مهربانی می‌تواند سالها به طول عمر شما اضافه کند. همچنین در لحظه‌های که از عصبانیت دوست دارید مشت بر دیوار بکوبید یا دچار استرس شوید، شادترتان می‌کند.اینجا به نه دلیلی که نشان می‌دهد مهربان بودن می‌تواند فواید جسمی و فکری زیادی برایتان به دنبال داشته باشد اشاره می‌کنیم:

۱. وقتی مهربانی می‌کنید، استرس تاثیری بر رویتان نخواهد داشت.
نشان دادن محبت به دیگری – به ویژه کسی که دوستش دارید – از سیستم عصبی بدنتان دربرابر اضطراب های روزانه محافظت می‌کند. در سال ۲۰۰۷ محققی از دانشگاه آریزونا میزان هورمون کورتیزول در ۱۵ مرد و زنی که در برابر عوامل استرس‌زای متعدد قرار گرفته بودند را ارزیابی کرد. بعد از آن از بعضی از شرکت‌کننده‌ها خواسته شد نامه‌ها یا یادداشت‌هایی به کسی که دوستش دارند بنویسند و در آن همه دلایلی که باعث می‌شود آنها را آنقدر دوست داشته باشند را بیان کنند.  آن دسته از شرکت‌کننده‌هایی که نامه محبت آمیز را نوشته بودند، میزان کورتیزول به مراتب پایین‌تری نسبت به آنهایی داشتند که هیچ محبتی ابراز نکرده بودند.
نتیجه‌گیری محققان؟ عمل ساده گفتن دوستت دارم به دیگران به شما در برخورد با مشکلات، خستگی‌ها و ناراحتی‌های جسمی توانایی بیشتری می‌دهد.

۲. بعد از مهربانی کردن، شادتر به رختخواب می‌روید.
تیمی از محققان دانشگاه ییل به ۷۷ نفر فرد بزرگسال ۱۸ تا ۴۴ ساله به صورت روزانه پیام می‌فرستادند و شرکت‌کننده‌ها می‌بایست  هرشب درمورد اتفاقات استرس‌زایی که آن روز تجربه کرده بودند (از مسائل مربوط به محل کار گرفته تا مشکلات خانوادگی، خستگی‌های شخصی و مشکلات مربوط به سلامتی)، رفتارهای محبت‌آمیز و مهربانانه‌ای که انجام داده بودند، اینکه روحیه کلی‌شان مثبت بوده یا منفی گزارش دهند.
هرچه افراد اعمال و رفتارهای محبت‌آمیز بیشتری نشان داده بودند و به دیگران کمک کرده بودند، حتی با کارهای ساده‌ای مثل نگه داشتن در برای رد شدن کسی، سطح استرس‌شان پایین‌تر بوده و شادتر و آرام‌تر به خواب می‌رفتند.

۳. مهربان و دوست‌داشتنی باشید = کمتر مریض شوید
تحقیقات نشان می‌دهد که کسانیکه زمان بیشتری را وقف کمک به دیگران می‌کنند، علائم کمتری از التهابات در جریان خونشان داشته و توانایی بهتری برای مقابله با عفونت‌ها و بیماری‌ها از خود نشان می‌دهند. التهاب با بیماری‌های متعددی در ارتباط است مثل سرطان و دیابت. پس با کمک کردن به دیگران می‌توانید احتمال بروز بسیاری بیماری‌ها را در خودتان پایین بیاورید.

۴. وقتی مهربان و ملاحظه‌کارید، وضعیت کلسترولتان بهتر است.
طبق بعضی تحقیقات که بر روی دانشجوها انجام گرفت، همان نوشتن یک یادداشت مهربانانه به همسر یا دوستان و افراد خانواده که در نکته ۱ به آن اشاره کردیم، کلسترول «بد» را در خون پایین می‌آورد.

 

محبت و مهربانی

وقتی مهربانی می‌کنید، استرس تاثیری بر رویتان نخواهد داشت

 

۵ .همینطور فشار خونتان.
با بخشیدن یک نفر که نسبت به او کینه به دل دارید، فشارخونتان را پایین بیاورید. چه عصبانیتی ناگهانی باشد چه کینه‌ای قدیمی نسبت به یکی از دوستانی یا اقوام، سعی کنید آن را از دلتان بیرون کرده و از فوایدی که برای قلبتان دارد بهره‌مند شوید.
۶. درد دیگر چندان اذیتتان نمی‌کند.
نشان دادن محبت و مهربانی از خودتان، دردهای جسمی را برایتان قابل‌تحمل‌تر می‌کند. در تحقیقی که در سال ۲۰۱۱ انجام گرفت، بیش از ۱۰۰ بیمار که با دردی مزمن دست و پنجه نرم می‌کردند، توسط روانشناسان مورد ارزیابی قرار گرفتند تا ببینند تا چه میزان دردشان جدی است و تا چه میزان آن را پذیرفته و درک می‌کنند. آنهایی که نسبت به بدنشان رفتاری ملایم‌تر داشتند – مثلاً بخاطر اینکه حالشان بهتر نمی‌شود از دست خودشان عصبانی نشده یا خجالت نمی‌کشیدند – نسبت به دردشان تحمل بالاتری داشته و آن را بهتر می‌پذیرفتند تا آنهایی که مدام به مشکلشان فکر کرده و هیچ استراحتی به خودشان نمی‌دادند.
۷. مهربان بودن جذاب‌ترتان می‌کند.
از گروهی زن و مرد خواسته شد درمورد جذابیت ۶۰ عکس از صورت بی‌حالت زنان نظر بدهند. شرکت‌کننده‌ها صورت زنانی که حالات و ویژگی های مهربان‌تر (صداقت، اصالت، و …) داشتند را زیباتر از صورت آنهایی دانستند که محققان آنها را «بدجنس» یا «بد‌طینت» توصیف کرده بودند.
۸. دیگران بیشتر دوستتان خواهند داشت.
وقتی با دیگران مهربان‌تر هستید، بیشتر دوست دارند که در جمع‌هایشان باشید، شما را وارد زندگی‌های احساسی‌شان کنند و محبت‌هایتان را جبران کنند. فقط چندبار بیشتر تشکر کردن هم اینکار را انجام می‌دهد.

ارتباط اجتماعی عامل مهمی در سالم نگه داشتن جسم و فکر ماست. کسانیکه باور دارند متعلق به یک گروه هستند نسبت به افراد تنهاتر، بیشتر عمر کرده، بهتر فکر می‌کنند و کمتر دچار بیماری‌های قلبی می‌شوند. آنها همچنین خوش‌بین‌تر بوده، کمتر افسرده بوده و چندان دچار اضطراب نمی‌شوند.

ازآنجاکه بسیاری از روابط امروز ما دیجیتال شده است، حتی فیسبوکو اینستاگرام هم می‌توانند این احساس گرم متعلق بودن را ایجاد کند. دیگران را تحسین کنید و ببینید چقدر خودتان احساس بهتری پیدا خواهید کرد.
۹. وقتی باملاحظه‌ رفتار می‌کنید، بازده کاری بالاتری خواهید داشت.
کارمندانی که در فضایی مهربانانه‌تر و با ملاحظه‌‌تر کار می‌کنند (در ترس مدیریت موشکافانه رئیس یا بدخواهی‌ها و زیرآب‌زنی‌های همکارانشان نیستند)، با بازده بالاتری کار کرده، از نظر جسمی سالم‌تر بوده و انگیزه بیشتری برای پیشرفت در کار خواهند داشت. دوست دارید بدانید چطور از این فایده بهره ببرید: اگر کارآموز جدیدتان به نظر توانایی لازم را ندارد. کمی فشار را از روی او بردارید. به کاری که خارج از شرکت انجام می‌دهد علاقه نشان دهید و ببینید که چطور پیشرفت خواهد کرد!

منبع: netdoctor

تاریخ انتشار : ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷

نمایشگاه مهربان نارنجی در یزد

2173340_169

اولین نمایشگاه عکس نیکوکاری مهربان نارنجی


زمان : از تاریخ ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ الی ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۳۰ تا ۲۱:۰۰
مکان : استان یزد شهرستان یزد خیابان قیام، میدان خان، گنجینه فرهنگ و هنر، انجمن هنرهای تجسمی


اولین نمایشگاه عکس نیکوکاری” مهربان نارنجی” به همت بنیاد نیکوکاری دست های مهربان شعبه یزد برگزار می گردد.

در این نمایشگاه هنرمندانی همچون ابراهیم افتخاری ،محمد کیا ،فاطمه سلیمی ،امید غیاث الدین ،علیرضا خانی ،علی پوریه ،صفورا نوری ،تانیا راستکار ،امید خان زاده ،هامون یزدانی ،عبدالفتاح صحرا نورد ،مهدی خانلقی ،عماد عابدی ،سجاد جانی ،حسین مهدی زاده ،فاطمه یزدانی ،فرنوش امینی نسب ،عماد یگانه دوست ،شایان عابدی ،بهناز زحمتکش ،حمیدرضا غلامی ،هومن حیدری خیاط ،سعید طلوعی ،مژگان عبیری ،سید علیرضا قاسم زاده اصفهانی ،علیرضا صالحی بروجنی ،علی بهلولی ،محسن خیرخواه ،ماردین احمدی ،امیرحسین گروسیان ،علی آوازپور ،احسان کمالی ،محمد صفرپور ،رضا صبوری ،مصطفی دادرس ،محمدسجاد بیگی راد ،محمدحسین باقری ،سیدمهدی مصطفوی ،مهدی پارسائیان ،یلدا جواهرچیان ،ریحانه نیکوکاران ،علیرضا آخوندزاده ،یونس انصاری ،میلاد جیریائی ،امین صدری ،میلاد مدیرتدین ،وحید ثابت ،کاویان مشایخی ،محمد اسکویی ،میلاد فلاحی ،احمدرضا کریمی ،علی کاویانی ،امیر مرتضوی ،حامد نصرآبادیان ،امیررضا میرحسینی ،امید نقره کار ،کاوه کریم زاده ،نسترن نادری حضور دارند.

ایران‌فا آرزو داره که با بازدید از این نمایشگاه لحظات خوبی رو در یک فضای هنری تجربه کنید.
برگرفته از :iranfa.ir

تاریخ انتشار : ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷

قهوه با طعم مهربانی

thm_881280_276

کافه «دانتیسم» افتتاح شد/ قهوه با طعم مهربانی بچه‌های اوتیسم و سندرم داون

گروه جامعه ــ اولین کافه کشور که توسط ۱۰ نفر از بچه‌های توانمند مبتلا به بیماری اوتیسم و داون به مردم خدمات ارائه می‌کند، امروز، ۱۱ اردیبهشت‌ماه، در خیابان ونک تهران افتتاح شد؛ یاد بگیریم با انسان‌هایی که خداوند آنها را زیبا خلق کرده درست رفتار کنیم.

کافه «دانتیسم» افتتاح شد/ قهوه با طعم مهربانی بچه‌های اوتیسم و سندرم داون

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ طبقه اول پاساژ آینه واقع در خیابان ونک تهران امروز، ۱۱ اردیبهشت‌ماه، شاهد یک اتفاق بسیار زیبا بود. پدرها و مادرها آمده بودند که با افتخار شاغل شدن ۱۰ نفر از فرزندان خود را ببینند. تعداد زیادتری از پدرها و مادرها هم آمده بودند تا ببینند سایر بچه‌ها توانسته‌اند، پس بچه‌های آنها هم می‌توانند.

امروز برای اولین بار در کشور کافه «دانتیسم» افتتاح شد. کافه‌ای که در آن ۱۰ نفر از مبتلایان به سندرم داون و بیماری اوتیسم در آنجا کار می‌کنند. بچه‌هایی که با تلاش خودشان، خانواده‌ها و مربیانشان توانسته‌اند بر محدودیت‌های بیماری خود فائق آمده و وارد فعالیت‌های اجتماعی شوند.

در طول مراسم افتتاحیه می‌شد به خوبی ابراز احساسات خانواده‌های این بچه‌ها را دید که بیرون کافه ایستاده بودند و با ابراز احساسات مختلف حمایتشان را به بچه‌هایشان نشان می‌دادند.

کافه «دانتیسم» افتتاح شد/ قهوه با طعم مهربانی بچه‌های اوتیسم و سندرم داون

به گزارش ایکنا؛ اصغر باقری، مدیرکل بهزیستی استان تهران در مراسم افتتاح کافه دانتیسم گفت: در این کافه ۱۰ نفر از بچه‌های سندروم داون و اوتیسم که توانمند شده‌اند مشغول کار هستند. این کار دقیقاً یک کار توانبخشی مشترک است که با همراهی خانواده‌ها، مربیان و مسئولان بهزیستی استان تهران صورت گرفته است.

وی با تأکید بر اینکه در راستای برنامه‌های توانمندسازی سازمان بهزیستی کشور این برنامه‌های توانمندسازی ادامه دارد و تلاش می‌شود مراکز مشابه دیگری نیز ایجاد شود، گفت: باید نگاه جامعه نسبت به این بیماران عوض شود یعنی اگر بیمار مبتلا به اوتیسم یا سندروم داون را در خیابان دیدیم فکر نکنیم که فرد عجیبی را دیده‌ایم؛ این فرد هم مانند سایر افراد جامعه دارای توانمندی است و ما تاحالا نحوه استفاده از توانمندی این افراد را بلد نبود‌ه‌ایم. مردم باید آموزش پیدا کنند و اصحاب رسانه به جامعه کمک کنند تا جامعه تمام شهروندان خود را بشناسد و آنها را ببیند تا در جامعه نقش ایفا کنند.

محمدرضا اسدی، معاون توانبخشی اداره کل بهزیستی استان تهران نیز در این کافه گفت: برنامه‌های مختلفی را برای توانمندسازی افراد دارای معلولیت در بهزیستی داشته‌ایم و یکی از نتایج این فعالیت‌ها افتتاح کافه دانتیسم است.

وی ادامه داد: در ظاهر امر شاید کاری ساده به نظر بیاید اما افرادی که امروز در روز کارگر دارند کارشان را اینجا شروع می‌کنند، افرادی هستند که با مشکلات متعددی چندین برابر افراد به ظاهر سالم جامعه مواجه بوده‌اند. این افراد با موانع متعددی در جامعه و محیط زندگی و کاستی‌های زیادی در زمینه پرداختن به خدمات توانبخشی علی‌رغم نیاز شدیدشان به این خدمات مواجه بوده‌اند.

اسدی تصریح کرد: خانواد‌ه‌های این بچه‌ها هزینه‌های زیادی را بابت توانبخشی آنها انجام داد‌ه‌اند و همه این مشکلات باز باعث نشده است که این افراد فعل خواستن که پایه توانمندی و نشان توانمندی است را انجام ندهند و فائق آمدن بر این مشکلات نشان داد که اگر به این افراد توجه شود می‌توانند گام‌های بزرگی را بردارند.

امروز در این کافه از همه پذیرایی شد. به خوبی و با بهترین قهوه، آبمیوه، کیک و … نیز پذیرایی شد؛ ما امتحان کردیم شما هم امتحان کنید.

گزارش تصویری این مراسم را اینجا ببینید!
برگرفته از : iqna.ir

تاریخ انتشار : ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

به مهربانی چرخه مهربانی را بچرخا نیم

2charkhe

سایت عزیزستان با رویکرد گسترش فرهنگ مهربانی در هر کجا که بوی از مهر و مهربانی استشمام کند سرک کشیده و با آن مجموعه ارتباط بر قرار می کند تا اگر  بتواند کمکی در محقق شدن اهداف آن مجوعه بنماید .
چندی است که  با موسسه دارالاکرام  آشنا  شدیم  این مجموعه ماموریت خود را چنین تعریف کرده است :

 

حمایت از دانش آموزان مستعد در خطر ترک تحصیل بر پایه خرد، مهربانی و کرامت با بیش از ۱۵ سال سابقه فعالیت و ۲ هزار دانش آموز تحت پوشش در هشت شهر کشوربا استفاده از به روزترین امکانات رایانه ای، کرامت ذاتی انسانی، شفافیت مالی صد در صدی و در دور افتاده ترین نقاط محروم کشور به منظور حذف معضل ترک تحصیل کودکان با تکیه بر حمایت های مالی و معنوی مردمی

 

از این رو برآن شدیم تا این مجموعه را به مهربانان دیگر معرفی کنیم تا ما نیز در این حرکت خدا پسندانه سهیم باشیم موسسه دارالاکرام برای اینکه هر فرد علاقه مند بتواند در مسیر مهربانی قدم بردارد چرخه مهربانی را تدوین و تعریف نموده که کار کارشناسی خوبی روی آن انجام شده .

موسسه دارالاکرام برای اجرایی کردن نیات خیر خواهانه خود منشوری با ۱۲ بند تدوین نموده که خواندن آشنایی بیتر با این مجموعه خواهد شد .

هر سازمانی برای دست یابی به اهداف خویش نیاز به تعیین چشم اندازهایش دارد، برای رسیدن به چشم اندازها، سازمان بایستی اصول و ارزش هایش را مشخص نماید تا در طول مسیر از آسیب های ناشی از کم رنگ شدن یا تغییر ارزشها ایمن بماند. این ارزش های بنیادی و متعالی در حقیقت همان نقشه راه سازمان بوده و نحوه دستیابی به کیفیت مطلوب سازمان را تعیین و تضمین می نماید. دارالاکرام در سال های ابتدایی فعالیت، خود را مجهز به اصول و معیارهایی تحت عنوان منشور دارالاکرام نموده است، این منشور در ۱۲ اصل تمامی آسیب های اثر گذار بر فعالیت های موسسه را پیش بینی و راه های عبور ایمن را تشریح نموده است.

اصول منشور:

اصل اول:

باور داشتن و ارج نهادن به اصل “کرامت ذاتی انسان” در تمامی فعالیت های مؤسسه به ویژه در ارتباط با دانش آموزان و دانشجویان بورسیه و ارائه خدمات محترمانه، بدون منت، بدون آزار و اذیت روحی و توام با عشق و محبت به آنان؛

اصل دوم:

شناسایی و پذیرش کودکان و نوجوانان واجد شرایط و مستعد تحصیل، اعطای بورسیه تحصیلی و حمایت همه جانبه (آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، بهداشتی و درمانی) از آنان؛

اصل سوم:

تدوین و اجرای روش های کارآمد و مبتکرانه آموزشی و فرهنگی فوق برنامه برای دانش آموزان و دانشجویان بورسیه به پشتوانه نخبگان و فرهیختگان کشور؛

اصل چهارم:

پایبندی به غیر دولتی بودن موسسه، التزام به رعایت مقررات و قوانین موضوعه کشور و عدم ورود به گرایشات سیاسی، حزبی، گروهی، تشکیلاتی و دینی؛

اصل پنجم:

عدم ورود به فعالیت های مستقیم و یا غیر مستقیم اقتصادی برای جلوگیری از تحت الشعاع قرارگرفتن اهداف موسسین و موسسه و ایجاد روش های مالی و حسابداری کارآمد، شفاف و پاسخگو؛

اصل ششم:

فعال سازی پورتال، سایت، انتشار نشریه و خبرنامه، حضور فعال در شبکه های مجازی، برگزاری همایش ها، جشنواره ها و نمایشگاه های حمایتی، علمی و فرهنگی با حضور فرهیختگان و شخصیت های علمی، فرهنگی و هنری به منظور کمک به ارتقای سطح علمی و فرهنگی جامعه، آشنا نمودن مردم با فعالیت های موسسه و جذب همیاران، حامیان و بانیان داوطلب و نیکوکار و ترویج فعالیت های داوطلبانه نیکوکاری در جامعه در جهت محو محرومیت از تحصیل کودکان و نوجوانان؛

اصل هفتم:

وابسته بودن به یاری های داوطلبانه مردمی و اتکا به حمایت انسان های خیرخواه و در عین حال پاسخگو بودن به حامیان دانش آموزان و تفکیک هزینه های بورسیه دانش آموزان از سایر هزینه ها و تامین هزینه های توسعه ای و جاری موسسه از طریق بانیان علاقمند و نیکوکار؛

اصل هشتم:

شناسایـی استعدادها و توانمندی های ویژه و بالقوه دانش آموزان و دانشجویان بورسیه و تلاش، همراهی و برنامه ریزی برای رفع موانع رشد آنان؛

اصل نهم:

تدوین و اجرای برنامه های مناسب به منظور تبدیل دارالاکرام به نهادی با فراگیری ملی و بین المللی؛

اصل دهم:

تعامل و همکاری موثر با نهادهای ملی و بین المللی به منظور ایجاد ساختارهای حمایتیِ فرهنگی، اجتماعی و حقوقی از کودکان و نوجوانان مستعد تحصیل؛

اصل یازدهم:

با توجه به اصول یاد شده در این منشـــور، تمامی دست اندرکاران و گردانندگان دارالاکرام جدای از باورهای شخصی خود، با قبول و اعتقاد به اصل انسانی کمک به همنوع، بدون اعمال انگیزه های شخصی، اقتصادی، سیاسی، مرامی، قومی، اعتقادی و دینی، بدون منت و انتظار و با رویکردی انسان دوستانه به فعالیت خود در مؤسســـه ادامه داده و خود را ملزم به رعایت مفاد این منشــور می دانند؛

اصل دوازدهم:

این منشور بر طبق نظرموسسان دارالاکرام، در دوازده اصل تهیه و تدوین و در مجمع عمومی دارالاکرام به تصویب رسیده و اصول آن دائمی و غیر قابل تغییر می باشد.

 

موسسه دارلاکرام برای خدمت رسانی به نیازمندان درپایگاه اطلاع رسانی خود ساختار مجزا و مستقل و کار آمدی را برای برقراری ارتباط میان مدد جویان و مدد رسانان بنام به مهربانی ایجاد کرده که دیدن آن را به شما پیشنهاد می کنیم لینک به مهربانی در ادامه درج گردیده است .

 

 

تاریخ انتشار : ۳۱ فروردین ۱۳۹۷

مهربانی با بنا های تاریخی تهران

دروازه_غار3

به تازگی شهرداری تهران اقدام به باز سازی و ساخت مجدد دروازه های قدیمی شهر تهران نموده که جای بسی تقدیر و تشکر دارد

 

دروازه_غار

دوازه غار در سالهای دور

دروازه_غار3

 

دروازه غار امروز

شهر دروازه‌های از دست رفته

شهر > شهری – با این گزارش به تماشای تهران قدیم می‌رویم.

سخت می‌شود دروازه‌ای برای تهران امروز متصور شد و گفت از فلان دروازه که بگذری پا به تهران گذاشته‌ای. شهری که روزگاری به دروازه‌هایش شهره بود و هر مسافری که قصد ورود به پایتخت را داشت باید از زیر طاق دروازه‌های چهار گوشه این شهر می‌گذشت، حالا دیگر خاطره‌ای دور و مبهم از این دروازه‌ها در ذهنش باقی مانده. هر چه هست هم به دو سه‌تایی دروازه نصفه و نیمه در همین قلب تهران جایی که امروز به منطقه ۱۲شهره است باقی مانده است.

دروازه‌هایی به جا مانده از تهران قدیم 

آجر دروازه‌های تهران قدیم از زمان قاجارها و شاه دست و پا چلفتی آن فتحعلی شاه، یکی یکی روی هم گذاشته شد و دیوارش بالا رفت. در این زمان تعداد دروازه‌های تهران ۶ تایی می‌شد، اما بعدها در دوره ناصری تعدادش به ۱۲ دروازه رسید. در زمان ناصرالدین شاه شهر وسعت زیادی گرفته بود و نمی‌توانست در حصار کوچک شاه طهماسبی باقی بماند؛

بنابراین به دستور ناصرالدین شاه شهر گسترش فراوانی یافت و قرار بر آن شد که از سوی دروازه شمیران در مدخل پامنار یک هزار و هشتصد زرع و از هر یک از ۳ دروازه دیگر یک هزار زرع شهر را وسعت دهند. کفالت این مهم هم برعهده مستوفی الممالک صدراعظم و میرزاعیسی وزیر گذاشته شد و چند  نفر مهندس را مأمور ساختند تا طول و عرض خندق را معین کنند.

روز یکشنبه یازدهم شعبان سال ۱۲۸۴ بیرون شهر در محدوده دروازه دولت سراپرده شاهی برافراشتند و گروهی از رجال در آنجا گرد آمدند. شاه در موضعی که خندق را طرح ریخته بودند، کلنگی که از نقره بود به دست گرفت و به زمین زد. در این روز شهر طهران را دارالخلافه ناصری نام کردند و میرزامحرم، خلیفه درس زبان دارالفنون این بیت را در تاریخ تأسیس این برج و باروی جدید  سرود: «طبع محرم با دل شاد از پی تاریخ گفت / جاودان با فر یزدان باد شهر ناصری»

پس از آن تمام برج و باروی سابق را خراب و خندق قدیمی را پر کردند و خندق تهران را مطابق نقشه خندق پاریس به صورت هندسی ساختند. به استناد متون تاریخی درعهد ناصری، دروازه‌های تهران سر و شکل بسامان تری پیدا کرد و حتی از نظر معماری ویژگی‌های متمایزی نسبت به دیگر دروازه‌های تهران یافت.

البته ناگفته نماند که در آن زمان ناصرالدین شاه تنها قصد توسعه شهر تهران را داشت، نه تخریب دروازه‌های قدیمی را. حتی پس از تخریب باروی طهماسبی، احداث بارو و دروازه‌های جدید بیش از ۱۰ سال طول کشید. هر چند این دروازه‌ها به نحوی جدید و با معماری پیچیده‌تری ساخته شد،

اما در سال ۱۳۰۹ شمسی تمام دروازه‌های تهران را به یک باره ویران و خندق‌ها را هم پر کردند. خندق و دروازه در تاریخ تهران برای جلوگیری از حمله اشرار، دزدان و احیانا دشمنان احداث می‌شد و تخریب دروازه‌ها موجب شد که تهران تا سال‌های طولانی حد و مرز مشخص نداشته باشد.

رستم و سهراب، نگهبان دروازه‌های تهران 

دروازه‌های دوره ناصری از نظر کاشی کاری و نقش و نگار، کتیبه‌ها و ستون‌ها با گذشته متفاوت است. کاشی‌های دروازه‌ها در این زمان به نقش رستم و دیو سپید و یا رستم و اسفندیار آراسته شده بود. در گذشته‌های نه چندان دور، ۹ دروازه داخل شهر تهران بود وپایتخت ۴ دروازه نیز در چهار گوشه‌اش داشت.

البته یک دروازه هم مخصوص خروج قطار تهران‌ـ ماشین دودی ‌ـ ساخته بودند. دروازه‌های چراغ گاز، ناصریه، باب همایون، علا الدوله، باغشاه و لاله‌زار، ارک، نو و سردر الماسیه از دروازه‌های داخلی بودند که مرکز حکومتی را از باقی شهر جدا می‌کردند. دروازه شمیران در شمال، دروازه باغ شاه در غرب، دروازه خانی‌آباد در جنوب و دروازه خراسان در شرق ۴ دروازه‌ای بودند که پایتخت را از خارج محصور کرده بود. غیر از این دروازه‌ها، دروازه‌های دیگری هم در شهر بود که دروازه یوسف‌آباد، دولت، گمرک، دولاب و دوشان تپه از جمله آنها است.

تهران در مجموع ۱۲ دروازه داشت اما غیر از این دروازه‌ها، یک دروازه هم در این اواخر نزدیک باغ شاه احداث شد. دروازه‌ای هم در دارالخلافه ساخته شد که سال‌ها بر سردر آهنی و بزرگ آن نقاره می‌زدند؛ دروازه‌ای که این روزها ما به نام «سردرباغ ملی» یا «میدان مشق» می‌شناسیمش.

دروازه یا سر گردنه؟ مسئله این است،

دروازه‌های تهران به قول معروف سر گردنه هم بودند، به طوری که مأمورانی دم دروازه می‌ایستادند و از مسافران بعضی وقت‌ها به قاعده و اغلب هر چقدر می‌توانستند عوارض دریافت می‌کردند. مأموران دروازه‌ها به رسم آن زمان، بابت هر بار و از هر مسافر عوارض دریافت می‌کردند.

قاعده قانونی دریافت عوارض برای هر چهارپا، ده شاهی، برای بار قاطر و هر نفر ۱۵ شاهی، شتر یک قران، درشکه ۲ قران، دلیجان ۳ قران و اتومبیل ۵ قران بود. اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شد چرا که مردم بیچاره بعد ازگذشتن از سد مأموران دروازه باید سیبیل مأموران تفتیش را هم چرب می‌کردند. مأمورانی که کارشان بازرسی اموال مردم بود. آنها مردم را مجبور می‌کردند که همه بارهای خود را باز کنند و به تناسب میزان آنها دوباره عوارض بپردازند.

یک چوب قرص و محکم هم دستشان می‌گرفتند و چند باری به روی بار خلق‌الله می‌کوبیدند تا به قول معروف مو را از ماست بیرون بکشند و از محتوای بار مردم سر در بیاورند. در این میان بیچاره آن مردمی که بارشان از شیشه بود. خودتان تصور کنید که چه حال و روزی پیدا می‌کردند.

گویا این‌قدر این کار در میان مأموران تفتیش متداول بوده و آدم‌های زیادی هم از این عادت مرسوم ضرر دیده‌اند که شعری هم برای با این مضمون که: «ز دستت خاطری پر پیچ دارم / زنی گر چوب دیگر هیچ دارم،» برای آن سروده‌اند. مأموران تفتیش البته شیوه دیگری هم داشتند و گاهی برای بازرسی بار از قبیل قماش و مانند آن، میله آهنی بلندی در آن فرو می‌بردند تا در وسط آنها جنس قاچاقی مانند تریاک نباشد. در این حالت هم واضح است چه بر سر بارو بنه می‌آمد. البته از مکشوفات قاچاق چیزی نصیب دولت نمی‌شد و هرچه بود بین مأموران و مسئولان بالادست عادلانه تقسیم می‌شد،

زمانی که دروازه‌های تهران هنوز برپا بود، شب‌ها چند ساعت بعد از غروب آفتاب، آنها را می‌بستند و رفت و آمد ممنوع می‌شد. هر دروازه مأمورانی داشت که رفت و آمدهای مردم را کنترل می‌کردند و تنها به کسانی که اسم شب را می‌دانستند اجازه ورود یا خروج می‌دادند. عایدات دروازه‌ها به اجاره یک نفر بود که همه ساله از طریق مزایده به او واگذار می‌شد. یکی دیگر از کار مأموران باز و بستن دروازه‌ها در شب بود و با این کار بسیاری از قافله‌های جامانده، از ترس دزدان خندق با پرداخت وجوهی هنگفت به دروازه‌بانان وارد شهر می‌شدند.

تنها دروازه ای که هست

اما دروازه‌ای قرص و محکم هم هست که اگر چه جزو دروازه‌های اصلی حصارتهران نبوده اما به عنوان یکی از مشهورترین دروازه‌های داخلی پایتخت شناخته می‌شود؛ دروازه باغ ملی هنوز پابرجاست و به مدد اقدامات شهرداری تهران و میراث فرهنگی رنگ و رویش را از دست نداده است.

مدتی  پیش معاون احیا و ثبت آثار تاریخی این سازمان از تشکیل یک گروه کاری برای تهیه طرح این پروژه مهم بر اساس مصوبه هیات وزیران خبر داد. پیش‌بینی می‌شود این فضا برای پیاده روی مردم آماده سازی شود تا گردشگران بتوانند بعد از سال‌ها از زیردروازه قدیمی باغ ملی عبور کنند و به تماشای درختان کهنسال و  آثار به جامانده از تهران قدیم بنشینند.

برج و باروهای تهران به روایت سفرنامه‌های جهانگردان 

دروازه‌هادر گذر زمان

شاید شسته رفته‌ترین تصویر تهران قدیم را بتوان در سفرنامه‌های جهانگردان فرنگی پیدا کرد. هر کس پا به این شهرعجیب و غریب گذاشت در وصف آن چیزی نوشت و در سفرنامه‌اش گوشه و کنار آن را با ذکر جزئیاتش تعریف کرد.

هنوز هم  پژوهشگران تاریخ تهران برای تورق کردن شناسنامه پایتخت به این سفرنامه‌ها سرک می‌کشند. دروازه‌های تهران هم یکی از نقاط دیدنی پایتخت بود که چشم جهانگردان را گرفت و آنها را واداشت که قلم در دست بگیرند و در وصف این دروازه‌ها، شکل ظاهری، تعداد آنها، معماری و حتی مقررات عبور و مرور آن قلم بزنند.

«دروازه دولت» و دوراندیشی افغان‌ها

یکی از قدیمی‌ترین نوشته‌ها درباره دروازه‌های تهران از قلم «سرتوماس هربرت» انگلیسی که در سال ۱۶۲۷میلادی برابر با ۱۰۳۷قمری از تهران دیدن کرده به روی کاغذ آمده است. او در سفرنامه‌اش می‌نویسد: «پس از بر افتادن صفویان در فتنه افغان، تهران نیز به دست آنها افتاد. آنها بنا بر عادت خود که همواره برای گریز راه فراری به خارج شهر پیش‌بینی می‌کردند، پس از استقرار در ارگ تهران، بر روی خندق شمال ارگ پلی بسته و در جلوی آن دروازه‌ای بنام «دروازه ارگ» بنا نهادند که بعد‌ها «دروازه دولت» نامیده شد.» تاریخچه ساختمان‌های ارگ سلطنتی، یحیی ذکا ، صفحه۸

برج‌های مرتفع آجری

اما ژوبر فرستاده ناپلئون به دربار فتحعلی شاه که در سال۱۸۰۶میلادی برابر با ۱۲۲۱قمری در تهران بوده اشاره کوتاهی به برج و باروی شهر می‌کند و می‌نویسد: «برج و باروی تهران به نظر من خیلی متوسط آمد و هیچ‌گونه ساختمانی که بتوان آن را با بناهایی سنجید که می‌گویند زینت‌بخش اصفهان است در آن وجود ندارد. کاخ و باغ‌های شاه خیلی وسیع است. ولی خانه‌های بزرگان کشور هیچ‌گونه نمایی ندارد. مسجد، بازارها و کاروانسراهای تهران به همان روال پیشین خود هستند.» مسافرت در ایران و ارمنستان، صفحه۲۵۴

ژنرال گاردان هم یکی دیگر از فرستاده‌های معروف ناپلئون به دربار فتحعلی شاه است که او هم در وصف حصار تهران نگاهی چندان مثبت ندارد: «هیچ قسم نقشه جنگی در ایران موجود نیست، فقط دور هر قصبه‌ای حصاری است از گل، دارای برج‌های مرتفع آجری کنگره دار و گرد شهرها خندق نیز کنده‌اند و خندقی نیز گرداگرد تهران هست که هیچ قسمت آن از قلعه دیده نمی شود.» مأموریت ژنرال گاردان، ترجمه عباس اقبال، صفحه۸۶

دروازه‌هایی با کاشی‌های رنگارنگ

«اوژن فلاندن» جهانگرد معروف هم که در سال ۱۲۸۱ قمری به تهران سفر کرده بود، درباره دروازه‌های تهران می‌نویسد: «حصار شهر تهران مانند سایر شهرهای کشور دارای برج‌ها و مناره‌هایی است که اطراف آن خندق ایجاد شده است. در تهران ۶ دروازه است که با کاشی‌های رنگارنگ تزیین شده و برخی از دروازه‌ها قلعه کوچکی دارند که در فاصله یکصد متری دروازه‌ها و کنار این قلعه‌ها، خندقی حفر شده است.»

اما «بنجامین» نخستین سفیر امریکا در ایران متاثر از زیبایی دروازه‌های تهران می‌نویسد: «دروازه‌های تهران دارای یک طرح و نقشه کلی هستند که مشابه یکدیگر است. ولی هر یک از آنها ویژگی‌هایی دارند که آنها را از هم متمایز می‌کند. نمونه قابل ذکر از این دروازه‌ها دروازه شمیران است.

این دروازه بنای نسبتاً بزرگی است که طاقی هلالی شکل دارد، ولی سر در طاق مستطیل و صاف است. در دو طرف دروازه اطاق نماهایی در دو طبقه بالا و پایین وجود داشت و چیزی که به آن عظمت خاصی می‌داد مناره‌هایی بود که در ۲ طرف سقف دروازه ساخته بودند. نمای کلیه این ساختمان‌ها به وسیله کاشی و آجرهای زیبایی به رنگ‌های زرد، نارنجی، سیاه و آبی پوشیده شده بود و در طراحی آن اصول هندسی کاملاً رعایت شده بود.»

دروازه محمدیه اگر چه حال و روز خوبی ندارد اما هنوز سرپاست

 بازمانده

خاطرات تلخ و شیرین تهرانی‌های قدیم از دروازه‌ها و حصارهای پایتخت، روزگاری را تصویر می‌کند که در دهه اول سلطنت پهلوی دروازه‌های قدیمی و خندق‌های تهران یکی پس از دیگری تخریب می‌شدند. این روزها از میان تاریخ کهن دروازه‌های تهران تنها یک دروازه ویرانه‌ای به نام دروازه محمدیه در بازار تهران باقی مانده است.

اقدام مؤثر شهرداری برای رفع تصرف بازاریان از این محدوده و همکاری کسبه برای احیای این میراث ارزشمند، تنها دریچه‌ای است که امید به زندگی و ادامه حیات دروازه محمدیه را افزایش می‌دهد؛ دروازه‌ای که خاطره جمعی همه دروازه‌های قدیمی تهران را در مناره‌های خاموشش، حبس کرده است.

دروازه محمدیه در سال ۱۲۵۰ هجری شمسی به دستور محمدشاه قاجار ساخته شد. علاوه بر نام محمدیه، نام‌های دیگری نظیر دروازه نو و دروازه غار هم به این دروازه اطلاق شده‌اند. کاشی کاری باروهای این دروازه را «محمدقلی کاشی‌پز» ـ  یکی از کاشیکاران معروف دوران قاجارـ انجام داده است.

دروازه محمدیه در حصار صفوی شاه طهماسب ساخته شد و زمانی که ناصرالدین شاه تصمیم به ایجاد تغییرات در حصار گرفت، به دلیل اعتقادات مذهبی مردم و علاقه اهالی این منطقه به دروازه محمدیه، از هرگونه تصرفی در آن خودداری کرد. رضاخان نیز به دلیل نام این دروازه، از تخریب آن منصرف شد.

اهالی تهران زمانی که از زیر این دروازه رد می‌شدند، یا از کنار آن می‌گذشتند صلوات می‌فرستاند. همین اعتقادات مذهبی سبب شد تا دروازه محمدیه از سال ۱۲۵۰ شمسی تاکنون باقی بماند. اما امروزه اوضاع فرق کرده و کسبه این منطقه به دلیل بی اطلاعی از سابقه تاریخی و مذهبی بنا، در حال از بین بردن تدریجی آن هستند.

برگرفته از :
همشهری محله – ۱۲

http://hamshahrionline.ir/details/96587

تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۹۶

اقدام به چاپ کتاب بعد از سه سال

9309014-2

با سلام  و عرض پوزش از هنرمندان عزیز و صبوری که چند سال برای چاپ این کتاب صبر کردند و برخی اینجانب را نیز مورد لطف خود قرار می دادند و هر از گاهی پی گیری این موضوع چاپ کتاب می شدند و هر بار من نیز توضیح شرایط غیر عادی برای این کتاب را عرض می کردم در هر صورت هم اکنون کتاب با شکل فعلی اماده می باشد و لی چند نکته را باید عرض کنم برخی از دوستان تنها اقدام به ارسال اثر نموده و مطلبی در خوصوص مهربانی ارسال نکردند  ، تعدادی نیز مبلغ را واریز نکردند  و برخی طی این مدت از نظر تجربه و توان مندی حرفه ای به  مراتب بالا تری دست یافته اند  هر یک از عزیزان که مایل به ارسال کار جدید یا مطلب تازه تری هستند تا پایان بهمن ماه به آدرس ایمیل اینجانب یا از طریق گروه  مهربانی به قلم طراحان گرافیک در تلگرام  ارتباط بر قرار نمایند و آثار خود را ارسال کنند این اطلاعیه به منزله آگاه سازی عزیزان مشارکت کننده در این کتاب می باشد  توضیح اینکه  فایل پی دی اف کتاب در شرایط فعلی در گروه تلگرامی قرار داده خواهد شد  کمی و کاستی ها را ملاحظه و در صورت نیاز به اصلاح آثار جدید را ارسال تا جایگزین شود .
عزیزانی که مبلغ واریز نکردند کتاب به آنها فروخته خواهد شد و کسانی که مبلغ واریز نمودند در مقابل مبلغ واریز شده کتاب تقدیم خواهد شد .

لینک جهت ورود عزیزانی که برای کتاب ثبت نام کردند :
گروه تلگرامی مهربانی به قلم طراحان گرافیک

تاریخ انتشار : ۱۷ دی ۱۳۹۶

بخشی از آثار چهارمین نمایشگاه پوستر مهربان باشید

روکارت
تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۶

خورشید حجاز با مهربانی در اندیشه تهران درخشید

سایت

چهارمین نمایشگاه   پوستر مهربانی پس از سه بار بر گزاری مکرر در فر هنگسرای اندیشه امسال با شور و هیجان بیشتری بر گزار می گردد این نمایشگاه که هر ساله  در

ایام ولادت با سعادت حضرت رسول اکرم  صلی الله علیه وآله وسلم و امام جعفر صادق علیه السلام ، هفته وحدت و روز اخلاق و مهربانی بر گزار می گردید امسال از روز شنبه ۱۸ آذر ۹۶  آغاز به کار خواهد کرد تفاوت این دوره با دوره های گذشته  حمایت بیشتر مدیریت  فرهنگسرای اندیشه و گالری اندیشه با این رویداد هنری می باشد از این رو مقرر گردیده به سه نفر از بر گزیدگان هدایایی به رسم یاد بود تقدیم و از تعدادی استاد مهربان نیز تقدیر خواهد شد .

در باره این نمایشگاه 

عنوان نمایشگاه : پوستر مهربانی  

موضوع نمایشگاه : خورشید حجاز

مناسبت نمایشگاه:  ایام ولادت با سعادت حضرت رسول اکرم  صلی الله علیه وآله وسلم و امام جعفر صادق علیه السلام

در باره برگزار کننده :  جلال عطارزاده  متولد ۱۳۴۲  فارغ التحصیل  ارتباط تصویری  از دانشگاه هنر / طراح و گرافیست / مدرس  دانشگاه دردروس گرافیک  / طراحی  طرح درس خلاقیت هنری برای مقطع دبستان / مدرس خلاقیت هنری /تدوین طرح درس مهندسی  اخلاق  / مدرس مهندسی اخلاق / نویسنده / ناشر .

او بیش از  پانزده سال  است برای گسترش فرهنگ  مهر ومهربانی در میان  شهروندان و هم میهنان خود تلاش نموده و سعی دارد با فعالیتهایی همچون تالیف وگردآوری مطالب / چاپ کتاب / تاسیس انتشارات / تولید کتابهایی با رویکرد مهربانی و مهر ورزی / راه اندازی سایت عزیزستان / حضور در نمایشگاه ها و بر پایی نمایشگاههای اختصاصی به صورت انفرادی و گروهی با موضوع مهربانی در رسیدن به قله های زیبای مهربانی نقش خوبی داشته باشد .نمایشگاه پیش رو، یکی دیگر از فعالیت های وی است چها رمین دوره آن هم اکنون با عنوان خورشید حجاز در فرهنگسرای اندیشه گالری اندیشه بر پا شده است وی امید وار است شما نیز دست مهربانانه خود را در دست وی قرار داده و اورا تا رسیدن به قله ی نور و رحمت الهی  همراهی کنید .

درباره شرکت کنندگان :

آثار این نمایشگاه با عنوان مهربانی با نگاه های متفاوت  طراحان به موضوع مهربانی شکل گرفته است :

هنرمندان این نمایشگاه : جلال عطارزاده  همراه با  / ساغر اسمعیل محمدی/ سیده آیدا امینی بهبهانی / فاطمه سادات بیرجندی/ نرگس حاجی حسینی / الهام  حمزه علی تهرانی/ الهام دیوان بیگی/ غزاله ربیعی/آناهیتا  رحمانی/ نگین رودابر/ نگار صالحی  / هلیا  عبدالهی طرقی / مریم  عسگری صومعه  /  صبا غلامی   لیلا غلامی/ فرشته سادات  کاهانی/ شادی محمدی  /فاطمه قاسمی / ریحانه علی بابایی / صونا حیدری / آهنگ میر منگره/ شهرزاد مطیع پور

در این نمایشگاه جلال عطارزاده با پیشینه برگزاری پنج نمایشگاه دیگر با موضوع مهربانی در سال ۹۱ و ۹۲ /۹۳/۹۴/و۹۵ در ایام میلاد باسعادت حضرت رسول اکرم  صلی الله علیه وآله وسلم و امام جعفر صادق علیه السلام ، این بار با دعوت از دانشجویان خود برای  طراحی پوستری با عنوان مهربان باشید نمایشگاهی را ترتیب داده تا با استفاده موضوعات مرتبط با مهر و مهربانی توجه مخاطبین و بازدیدکنندگان را به تاثیر مهربانی در سبک زندگی امروزی و جامعه انسانی جلب نموده تا از این طریق روحیه مهربانی را در بازدید کنندگان از این آثار تقویت نماید.

نکته :

هدف از گشایش چنین نمایشگاهی در ایام هفته وحدت و روز اخلاق و مهر ورزی این بوده است که شرایطی فراهم آید تا  اشخاص حقیقی و حقوقی  خصوصا روابط عمومی های سازمان های  دولتی و غیر دولتی با انتخاب  یک یا چند نمونه ازاین پوسترها  وخریداری حقوق معنوی اثر از هنرمند پس از اضافه کردن  نام و نشان آن سازمان  در  ترویج  فرهنگ مهرورزی و مهربانی یاری نمایند تا با  تکثیر این پوستر ها  و توزیع آن درجامعه، گامی در بهبود سبک زندگی شهری برداشته شود، زیرا جایگاه پوستر وکار کرد صحیح آن در اماکن عمومی ، معابر و تفرج گاه های شهری است . جلال عطارزاده امیدوار است  که  بر پایی این نمایشگاه که به یاری خدا و همت دانشجویانش  و مساعدت  با ارزش فرهنگسرای  اندیشه  شکل گرفته است، گامی موثر باشد در بزرگداشت میلاد  پیامبر مهربانی ها   تا در پرتو برکات آن و گسترش فرهنگ مهربانی و اخلاق مداری، سلامت روحی و شادابی مردم  این مرز و بوم روز به روز افزایش یابد  .

 

تاریخ انتشار : ۳۱ شهریور ۱۳۹۶

همایش شیرخوارگان حسینی در مصلی امام خمینی(ره)

همایش شیرخوارگان حسینی در مصلی امام خمینی(ره)

 

او را گرفت و مى خواست او را ببوسد که حَرمَلة بن کاهِل ، تیرى به سوى او انداخت که در گلویش نشست و او را ذبح کرد .

امام علیه السلام به زینب علیهاالسلام فرمود: «او را بگیر !» سپس، کف دستانش را زیر خون [ گلوى او ]گرفت تا پُر شدند. خون را به سوى آسمان پاشید و فرمود: «آنچه بر من وارد مى شود، برایم آسان است؛ چون بر خدا پوشیده نیست و در پیش دید اوست» .

امام باقر علیه السلام [در باره آن خون] فرموده است: «از آن خون، یک قطره هم به زمین، باز نگشت.»(۴)

 

شیخ مفید (ره) می نویسد:

حسین علیه السلام جلوى خیمه نشست . فرزندش عبداللّه بن حسین را که خُردسال بود، برایش آوردند . امام علیه السلام ، او را در دامانش نشانْد . مردى از بنى اسد ، او را با تیرى زد و ذبحش کرد . حسین علیه السلام ، خون او را گرفت و هنگامى که کفِ دستش پُر شد ، آن را بر زمین ریخت . سپس گفت : «پروردگارا ! اگر یارىِ آسمانى ات را از ما دریغ داشتى ، آن را براى جاى بهترى قرار بده و انتقام ما را از این مردم ستمکار ، بگیر» سپس ، آن کودک را آورد و کنار کشتگان خاندانش قرار داد.(۵)

تذکرة الخواصّ به نقل از هشام بن محمّد می نویسد :

وقتى حسین علیه السلام دید که آنها بر کُشتن او پافشارى مى کنند، قرآنى را گرفت و آن را باز کرد و بر سرش نهاد و ندا داد : «کتاب خدا و نیز جدّم محمّد ، فرستاده خدا ، میان من و شما [ ، داورى کند ] . اى مردم ! براى چه خونم را حلال مى شمرید ؟!»

اى قوم ! اگر بر من رحم نمى کنید ، بر این کودک ، رحم کنید، در این حال، مردى از آنان، تیرى به سوى او انداخت و ذبحش کرد. حسین علیه السلام مى گریست و مى‌گفت: «خدایا ! میان ما و گروهى که ما را دعوت کردند تا ما را یارى دهند، امّا ما را کُشتند، داورى کن

همچنین حسین علیه السلام به سوى یکى از کودکانش که از تشنگى مى گریست ، رفت . او را بر سرِ دست گرفت و گفت :

یا قَومِ ، إن لَم تَرحَمونی فَارحَموا هذَا الطِّفلَ

«اى قوم ! اگر بر من رحم نمى کنید ، بر این کودک ، رحم کنید» .

در این حال، مردى از آنان، تیرى به سوى او انداخت و ذبحش کرد. حسین علیه السلام مى گریست و مى‌گفت: «خدایا ! میان ما و گروهى که ما را دعوت کردند تا ما را یارى دهند، امّا ما را کُشتند، داورى کن» .

در این هنگام، از آسمان، ندایى رسید: «او را وا گذار ـ اى حسین ـ ، که او را در بهشت، شیر مى دهند».(۶)

خوارزمى در مقتل الحسین علیه السلام می نویسد :

حسین علیه السلام هنگامى که با فاجعه[ ى از دست دادن] خاندان و فرزندانش رو به رو شد و جز او و زنان و کودکان و فرزند بیمارش کسى نمانْد، ندا داد: «آیا مدافعى هست که از حرم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله دفاع کند؟ آیا یکتاپرستى هست که در حقّ ما، از خدا بهراسد؟ آیا فریادرسى هست که به امید خدا، به داد ما برسد؟ آیا یاورى هست که به خاطر پاداش خدا، به ما کمک کند ؟»

صداى زنان، به گریه و ناله، بلند شد . حسین علیه السلام ، به جلوى درِ خیمه آمد و گفت: «على، کودک خردسال را ، به من بدهید تا با او خداحافظى کنم» .

کودک را به او دادند . امام علیه السلام او را مى بوسید و مى گفت : «واى بر این مردم که طرفِ دعوایشان، جدّ توست !» .

همان هنگام که کودک در دامان حسین علیه السلام بود، حَرمَلة بن کاهِل اسدى، تیرى به سوى او پرتاب کرد و او را در دامان ایشان ذبح کرد. حسین علیه السلام، خون او را گرفت تا آن که کفِ دستش پُر شد. سپس، آن را به سوى آسمان پاشید. سپس، حسین علیه السلام از اسبش فرود آمد و با دسته شمشیرش، چاله اى براى او کَنْد و او را به خونش آمیخته کرد [و به خاک سپرد] و بر او درود فرستاد.(۷)

بر گرفته از :بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان / امید پیشگر

 

صفحه 1 از 1412345...10...قبلی »