نار عسل
پیامبر
wikichavoshi
ایفه
afagraphy.com
آپارات
davat
badiha
http://www.ketab.org.ir/BookList.aspx?Type=Publisherid&Code=298446&pageIndex=1&pageSize=10
  • کاربران حاضر: 1
  • بازدید امروز: 113
  • بازدید هفته: 8,325
پیک موتوری
telegram-logo2-
photo_2015-09-15_07-42-54
fathers
تاریخ انتشار : ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

امر به معروف بدون مواجهه و با مهربانی

139502151144022157635514

حضور جنبش «من حجاب را دوست دارم» در نمایشگاه کتاب

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، «حسن حبیب زاده» مستند ساز و مسئول جنبش «من حجاب را دوست دارم» در گفتگو با تسنیم ضمن اعلام حضور متفاوت این جنبش در نمایشگاه کتاب امسال عنوان کرد: قرار بر این شده‌است که این بار بانوان مسئول اطلاع رسانی در نمایشگاه، پیکسلهای جنبش را به همراه داشته باشند.
وی افزود: «احمد ذوعلم» مدیر مرکز رسانه‌ای «شیرازه» این پیشنهاد را برای اولین بار مطرح کرد. البته این رویداد به تحقق بخشی از اهداف جنبش نیز کمک شایانی خواهد کرد.
وی در خاتمه با بیان شعار «امر به معروف بدون مواجهه و با مهربانی»؛ ابراز نگرانی کرد: نمی خواهیم احساس بشود به دولت  وابسته هستیم چون این جنبش یک حرکت مردمی است.

به نقل از خبر گزاری تسنیم 

تاریخ انتشار : ۱۸ فروردین ۱۳۹۵

گسترش محبت و مهربانی؛ نیاز جامعه اسلامی

IMG18054914

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، همایش نگین آفرینش به منظور تجلیل از بانوان موفق و فعال محلات شهر تهران با حضور محمد باقر قالیباف شهردار تهران، حجت الاسلام و المسلمین میثم امرودی معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران و نرگس معدنی پور، مدیر کل امور بانوان شهرداری تهران و جمعی از بانوان محلات امروز ۱۶ فروردین ماه در سالن همایش‌های ایوان شمس برگزار شد.

قالیباف در این همایش با اشاره به اولویت‌های جدید سال ۹۵ و جایگاه بانوان در این اولویت‌ها گفت: مهمترین اولویت‌های ما در سال ۹۵ مباحث اجتماعی و فرهنگی است ما در سال ۹۵ بر اساس برنامه پنج ساله کارهایمان را پیش می‌بریم و خارج از این برنامه حرکت نخواهیم کرد.

وی افزود: با توجه به فعالیت‌های یک دهه قبل شهرداری تهران با رویکرد اجتماعی همیشه تلاش کردیم که شهرداری تهران از یک نهاد خدمات به یک نهاد اجتماعی تبدیل شود.

شهردار تهران در ادامه گفت: کشور ما بعد از انقلاب دولت‌های متعددی را به خود دید که همیشه حرف از توسعه سیاسی و فرهنگی می‌زدند و در هیچ زمانی توسعه اجتماعی مورد نظر آنها نبوده و از آن حرفی گفته نشده است و لذا یکی از غفلت‌های بزرگ ما در این زمینه بوده است. توجه به مسائل اجتماعی مدیران را در رسیدن به اهداف اقتصادی نزدیک می‌کند.

قالیباف با اشاره به نامگذاری سال توسط رهبر انقلاب با عنوان اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل افزود: در حوزه اقدام و عمل ما دو رویکرد داریم یکی کار اجتماعی فعالیت‌های خود را آغاز کنیم. اگر بخواهیم مباحث سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور مرتفع شود معتقدیم که باید با توسعه اجتماعی این کار صورت گیرد.

وی در ادامه از دیدار سال‌های قبل خود با مقام معظم رهبری گفت و ادامه داد: در این دیدار رهبر معظم انقلاب به موضوع آسیب‌های اجتماعی پرداختند ایشان در آغاز صحبتشان فرمودند یکی از غفلت‌های جدی ما این بوده که به آسیب‌های اجتماعی نپرداخته‌ایم. لذا همه باید کمک کنند که بتوانیم این فعالیت‌ها را پیش ببریم.

شهردار تهران با اشاره به اینکه در تمامی سال‌های خدمت در شهرداری تهران توجه ویژه‌ای به مسائل اجتماعی داشته‌ایم گفت: اولین قدم برای توسعه فعالیت‌های اجتماعی این است که ما بتوانیم در کارهای خدماتی مردم را اقناع کنیم. لذا در حوزه کارهای خدماتی و عمرانی کارنامه‌ای قابل دفاع داریم.

قالیباف از توسعه خطوط مترو و همچنین بزرگراه‌های سطح شهر در دوره خدمت خود گفت و افزود: تمامی خدمات و خدمت به مردم افتخار ما است اما کار اصلی ما توسعه اجتماعی است. ما در مبانی دینی و اسلامی خدمات معتقدیم اولین وظیفه دولت‌ها آگاهی بخشی به جامعه است و این آگاهی بخشی در حقیقت از طریق تک تک افراد جامعه و در نهایت تسری دادن آن به کل جامعه صورت می‌پذیرد. لذا در حوزه فرهنگ و اجتماعی باید در مقیاس‌های کوچک و به صورت فردی عمل کنیم.

وی با بیان اینکه هنر شهرداری تهران ارتباط چهره به چهره با مردم است گفت: این ارتباط تنها از طریق شهرداری ممکن است و هیچ نهاد دیگری از عهده این کار بر نخواهد آمد. ما تنها از یک فضا نمی‌توانیم با مردم ارتباط برقرار کنیم لذا ابتدا باید ارتباط چهره به چهره با مردم شهر داشته باشیم.

شهردار تهران با اشاره به نقش بانوان در مسائل اجتماعی گفت: در ارتباط چهره به چهره و خانه به خانه ابتدا باید دید که صاحب این خانه کیست؛ من معتقدم صاحب خانه مادر خانه است چرا که او می‌تواند روی همسر و فرزندانش اثر گذار باشد. ستون خیمه خانه خانم‌ها هستند و لذا امروز پرچم توسعه اجتماعی باید به دست خانم‌ها باشد.

قالیباف با تاکید بر ایفا نقش زن‌ها در جامعه گفت: اگر زنان به رسالت اجتماعی خودشان عمل نکنند ۵۰ درصد از نیروی‌های خلاق جامعه را از دست خواهیم داد. قریب به اتفاق اکثر ماموریت‌های اجتماعی خانم‌ها قابلیت بیشتری دارد چرا که این کار هم از جهت فردی و هم از جهت خانوادگی می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد.

وی ادامه داد: حضور بانوان در فعالیت‌های اجتماعی موجب می‌شود جامعه‌ای مهربانتر و جذابتر را شاهد باشیم.

شهردار تهران با اشاره به افزایش استرس، عصبانیت و خشم در جامعه و علل آن گفت: امروز جامعه عصبی است و مهر و محبت در جامعه کم شده است لذا باید بدانیم که آغاز حل مشکلات جامعه را باید در این موضوعات پیگیری کنیم. مهمترین وجه تمایز جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورهای غربی این است که بتوانیم امکاناتی را در شهر فراهم کنیم تا مردم بتوانند به راحتی به عبادت خود بپردازند.

وی افزود: برای رسیدن به این مسئله باید در جامعه اسلامی محبت و مهربانی را گسترش دهیم و این نیاز امروز جامعه است چرا که اگر این موارد اصلاح شود فقر و تکاثر که به شدت افزایش پیدا کرده است کاهش پیدا خواهد کرد. در شهری که تعلیم و تکریم اولویت آن نباشد قطعا فقر و تکاثر پیش خواهد رفت.

قالیباف در خاتمه با اشاره به نقش بانوان در مسائل اجتماعی و حل مشکلات آن گفت: بانوان پرچمدار فعالیت‌های اجتماعی شهر باید باشند چرا که با حضور آنها این مشکلات قطعا مرتفع خواهد شد و شاهد گره گشایی بسیاری از مشکلات شهری خواهیم بود. لذا امیدواریم توجه به مسائل اجتماعی با محوریت بانوان مورد توجه ویژه قرار گیرد.

تاریخ انتشار : ۱۳ فروردین ۱۳۹۵

اقدام و عمل برای گسترش مهربانی

82

موسسه عزیزستان سالهاست برای گسترش فرهنگ مهربانی تلاش نموده و به لطف خدا هم اکنون شعار مهربانی در سرتاسر میهن عزیزمان گسترده گردیده شعارمهربانی از در و دیوار شهر  گرفته تا تبلیغات فرهنگی ، تجاری ، برنامه های تلویزیونی ، رادیویی و بسیاری موارد دیگر …
این  اتفاق برای همه کسانیکه به فکر گسترش فرهنگ مهربانی هستند  بسیار زیبا و برای ما جای بسی خرسندی است که از سال ۱۳۸۲ تا کنون توانسته ایم  به چنین نتایجی دست پیدا کنیم و این جز لطف خداوند و یاری و همراهی دوستانی چون شما نبوده است هم اکنون پایگاه اینترنتی عزیزستان در سال ۱۳۹۵ تصمیم دارد  درخصوص نهادینه شدن  فرهنگ مهربانی اقدام و عمل نموده و شعار های مهربانی را به عمل تبدیل نماید .
این یک امر بدیهی است که تمامی سازمانهای دولتی و غیر دولتی شرکت ها واصناف خرد و کلان  در هر کشوری مسئولیت خدمت رسانی به شهروندان را دارد وازآنجا که انجام ندادن وظایف، نوعی نا مهربانی با هم وطنان و همشهریان خواهد بود و انجام وظایف و مسئولیت ها به شیوه شایسته نوعی مهربانی تلقی می شود این بار با ایجاد دو بخش جدید در پایگاه اینترنتی عزیزستان با عناوین دعوت به خوبی ها و دوری از بدی ها، تصمیم دارد تا با کمک شما عزیزان و مهربانان  آنها یی را که اقدام و عملی شایسته دارند را معرفی و تشویق نماید و آنهایی را که وظایف خود را به درستی انجام نمی دهند به سازمانهای مربوطه و سپس به مردم معرفی نماید تا نسبت به انجام درست وظایف خود تجدید نظر نموده و مهربانی را پیشه کنند . بدیهی است که این راه مخاطراتی نیز خواهد داشت که به یاری خدا و حضور و حمایت شما مهربانان پشت سر گذاشته  خواهد شد.
ازاین رو بدینوسیله ازروابط عمومی تمامی  سازمانها و نهادهای دولتی و غیر دولتی دعوت می نمائیم با مشارکت در این اقدام عملی در گسترش فرهنگ مهربانی ما را یاری نمایند تا با درج لوگو و نشانه سازمان آنها  در بخش دعوت به خوبی ها  نگاه مهربانانه مردم و هم میهنان عزیز را به سوی خود جلب کنند.

۱- صفحه دعوت به خوبی ها:
این صفحه اختصاص دارد به درج نام اشخاص حقیقی یا حقوقی که در ارائه خدمت به مردم رفتاری مهربانانه داشته وارباب رجوع از نوع ارائه خدمات آنها اعلام رضایت و خوشنودی می نماید .

۲- صفحه دوری از بدیها :
این صفحه اختصاص دارد به درج رفتارهای نا مهربانانه افراد و سازمانهایی که وظیفه خدمات رسانی به شهروندان و هم میهنان عزیز را دارند تا با ارسال آن به روابط عمومی سازمان مربوطه یا سازمان مافوق ذی ربط به اصلاح رفتار سازمانی  آن مجموعه کمک نماید بدیهی است  نکات مندرج در این بخش پس از بازبینی  برای سازمان مربوطه ارسال خواهد شد و پس از ۱۵ روز با جواب آن سازمان یا اعلام عدم همراهی آن سازمان در سایت درج خواهد شد .

 

تاریخ انتشار : ۸ فروردین ۱۳۹۵

عید دیدنی با استاد فرشچیان

1208357_759

محمود فرشچیان (زادهٔ ۴ بهمن ۱۳۰۸ در اصفهان) نقاش بزرگ ایران است. بسیاری از آثار وی توسط وزیران امور خارجهٔ ایران (دکتر کمال خرازی و دکتر محمدجواد ظریف) به عنوان هدیه به سفرا و وزرای کشورهای خارجی اهدا شده است.
فرشچیان در کنار فتحعلی واشقانی در بازدید از نمایشگاه واشقانی
به وی در سال ۱۳۹۳ نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر اهدا شد .
پدر فرشچیان که نماینده فرش اصفهان بود با دیدن استعداد فرزندش، وی را به کارگاه نقاشی استاد حاج میرزا آقا امامی برد. فرشچیان پس از آموزش نزد استاد امامی و عیسی بهادری و دانش‌ آموختگی از مدرسه هنرهای زیبای اصفهان، برای گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا سفر کرد و چندین سال به مطالعهٔ آثار هنرمندان غربی در موزه‌ها پرداخت. بنا بر گفته وی در موزه‌های اروپا، اول کسی بود که وارد موزه می‌شد با بسته‌ای از کتاب و قلم، و در نهایت آخر از همه، خود او بود که از موزه خارج می‌شد.

پس از بازگشت به ایران، فرشچیان کار خود را در اداره کل هنرهای زیبای تهران آغاز کرد و به مدیریت اداره ملی و استادی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران برگزیده شد. محمود فرشچیان، هم اکنون در نیوجرسی آمریکا ساکن است و سفرهای دوره‌ای و فصلی به ایران دارد.

فیلم مستندی نیز با عنوان عشق‌پرداز به کارگردانی محمد هادی کاویانی، با حضور عزت الله انتظامی، پرویز پورحسینی و با صدای زیبا بروفه در نکوداشت او ساخته شده‌است که در آیین رونمایی کتاب پنجم استاد به نمایش در آمد. فرزندان استاد فرشچیان به نام‌های دکتر علی مراد فرشچیان و لیلا فرشچیان و فاطمه فرشچیان هستند. دکتر علی مراد فرشچیان در ایالت فلوریدا آمریکا مشغول طبابت می‌باشد و لیلا تحلیلگر رفتار در ایالت نیوجرسی ساکن است.

سبک

موزه استاد فرشچیان، کاخ سعدآباد، تهران
فرشچیان بنیان‌گذار مکتب خود در نقاشی ایرانی، که پایبند به شکل کلاسیک همراه با استفاده از تکنیک‌های جدید برای توسعه دامنه نقاشی ایرانی است. او به این شکل هنر زندگی جدیدی بخشید و آن را از رابطه همزیستی تاریخ با شعر و ادبیات تغذیه کرد، برای آنکه استقلالی به این هنر بدهد که قبلاً آن را نداشت. نقاشی‌های قدرتمند و نوآورانه او پویا و گسترده و پر از جنب و جوش هستند، با تلفیقی جذاب از سنتی و مدرن، که ترکیبات سبک منحصر به فرد او در نقاشی هستند. برخی از توانایی‌های او احساس فوق‌العاده خلاقیت، نقوش محرک، خلقت فضای‌های گرد، خطوط نرم و قدرتمند، و خلقت رنگ‌های مواج هستند. آثار استاد فرشچیان یک ترکیب دل‌انگیز از هر دو اصالت و نوآوری است. آثارهای او از شعر کلاسیک، ادبیات، قرآن، کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان، و همچنین تخیل عمیق خود را پرورش یافته است. استاد فرشچیان نقش مهمی در معرفی هنر ایران به صحنه بین‌المللی هنر ایفا کرده است. او دعوت شد تا در دانشگاه‌های متعدد و مؤسسات هنری صحبت کند. شش کتاب و مقالات متعددی در مورد آثار وی منتشر شده‌است.

فرشچیان و مولانا
تابلوی «شمس و مولانا» ی فرشچیان از یکی از اشعار مولانا الهام گرفته شده است. رنگ‌های خاصی در نقاشی استفاده شده است تا ارتباط عرفانی و معنوی که بین مولوی و شمس وجود داشته را برجسته کند.

دوستانتان را در تلگرام به کانال مهربانی ها عزیزستان دعوت کنید
کافی است این آدرس را برایشان ارسال کنید
https://telegram.me/Azizestan

تاریخ انتشار : ۵ فروردین ۱۳۹۵

عید دیدنی با اساتید هنر های تجسمی

0uprlhsi8mj06jtz6a

شما و هم دوره هایتان زمانی از دانشگاه فارغ التحصیل شدید که تقریبن مصادف بود با انقلاب و رکود و توقف طبیعی کارحرفه ای  در چند سال آغاز انقلاب. از این رو، هرگاه صحبت از نسل‌های طراحان گرافیک در ایران می شود، وقتی به دوره ی شما می رسیم دچار نوعی بلاتکلیفی می شویم و نمی دانیم آیا دوره ی شما را باید یک نسل مستقل محسوب کرد یا نه. چرا که لازمه ی حضور یک نسل که تأثیر بر روند حرفه‌ای است، به دلیل همان توقف وجود ندارد. درباره ی آن دوره صحبت کنید.

در تابستان ۱۳۴۴ دربخش نیازمندیهای روزنامه ی کیهان با گرافیک آشنا شدم، در آتلیه‌ای که آگهی‌های روزنامه در آن جا طراحی می‌شد. سه سال بعد در کنکور بسیار جدی هنرستان هنرهای زیبا شرکت کردم و وارد این مدرسه شدم و بعد از دورهی سه ساله که برای من بسیار پربار بود، با کنکور سخت دیگری در سال ۱۳۵۰ به دانشکدهی هنرهای زیبا در دانشگاه تهران رفتم. در این سال، همزمان با تحصیل، به عنوان طراح در آتلیه ی گرافیک روئین پاکباز مشغول به کار شدم . ایشان از نخستین معلمان من در طراحی گرافیک بودند.آتلیه ی ایشان به نام “سازمان گرافیک” از حدود سال های ۱۳۴۰ فعالیت داشت. این آتلیه در سال ۱۳۵۰ به تالار قندریز در مقابل دانشگاه تهران منتقل شده بود. تالار قندریز یا تالار ایران به مدیریت روئین پاکباز و محمدرضا جودت در زمینه ی شناسایی هنرهای تجسمی به جامعه بسیار فعال عمل می کرد.
در این آتلیه کارهای مختلف گرافیک انجام می شد. در بخش انتشارات قندریز هم کتاب های زیادی تألیف و ترجمه و بعد از صفحه آرایی‌های مدرن توسط پاکباز منتشر می شدند. در مدتی که من در آتلیه ی گرافیک تالار قندریز کار می‌کردم، برای هر نمایشگاه  پوستری با تکنیک سیلک اسکرین، کارت دعوت با یک طرح و فرمت ثابت و بروشور تک‌ صفحه‌ای که نقد و یا تحلیل‌هایی در آن می آمد، ساخته و چاپ می‌شد. نقدها را پاکباز، جودت، ممیز یا دیگر هنرمندان شرکت‌کننده می‌نوشتند . در واقع نخستین معلمین من از نسل دوم گرافیک ایران بودند و البته از نسل اول نیز در ابتدای دهه ی ۴۰ کارهای زیادی دیده و از آن‌ها بسیار یاد گرفته بودم.
بعد از سه سال کار در این آتلیه به آژانس تبلیغاتی پیشرو رفتم. در آن زمان مدیریت این آژانس قصد داشت تا از شیوه‌های متوسط متداول به سمت طراحی های مدرن‌تر ارتقاء پیدا کند. در واقع، آتلیه‌های دیگر و به‌خصوص آوانگارد  با حضور کامران کاتوزیان در آن موقع باعث تغییرات اساسی در فضای تبلیغات شده بود و سایرین هم قصد داشتند از این قافله عقب نمانند. در آن زمان قرار بود پیشرو دفتری هم در نیویورک داشته باشد و صحبت بر سر این بود که به واسطه ی کارهای ثمربخش من، پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه به عنوان طراح در آن دفتر کار کنم و متقابلن یک طراح گرافیک نیویورکی در دفتر تهران کار کند. پس از اتمام کارم در دانشگاه تهران به سربازی رفتم که هم زمان شد با انقلاب و طبیعتن این قضیه هم منتفی شد. بعد سفر مطالعاتی فرانسه پیش آمد و از سال ۶۰ که بازار کار اندک رونقی گرفت، آتلیه ی شخصی خودم را راه اندازی کردم. توقفی که اشاره کردید بین سال های ۵۷ تا ۶۰ وجود داشت و این برای بسیاری از هم‌نسل‌های من کم و بیش اتفاق افتاده است.

سال‌هایی که شما در دانشگاه بودید همزمان است با اوج مدرن‌گرایی در هنر ایرانی در نقاشی،مجسمه سازی،تئاتر و همه ی رشته‌ها. خواستم بدانم این مدرن‌گرایی بر گرافیک آن زمان و بر شما که دانشجوی این رشته بودید  چه تأثیری گذاشت؟
تحولات مدرن‌گرایی در زمانی که ما در هنرستان بودیم، شروع شده بود .در آن سه سال پربار، از سزان تا پیکاسو را تجربه کردیم و نهایتن تا “فوتوریسم”. درس وکلاس نقاشی در دانشگاه تهران برایم چیزی تازه‌ای نداشت، اما کار در آتلیه ی پاکباز و آشنایی با آثارساختارگرایانه ی گروه قندریز و به‌خصوص آشنایی با نظر هنرمندی به نام گابو (Gabo) تأثیر زیادی برای من داشت؛ به‌علاوه، در آن دوره تأثیرات مکتب گرافیک لهستان را هم شاهد بودم.کانون پرورش فکری که طراحان توانایی را دور هم جمع کرده بود نیز تأثیرگذار بود. نکته ی قابل بحث دیگر ورود کتاب‌های طراحی گرافیک در دهه ی۵۰ است و آموزه هایی که از این کتب گرفته می شد و گرایش‌های جستجوگرانهی خیلی‌ها به گرافیک فرهنگی اروپای شرقی و البته غرب و امریکا. در این دوره جست وجوهای اندکی در جهت یافتن سرنخ هایی برای دسترسی به گرافیک ایرانی مشاهده می‌شد و به افرادی انگشت شمار و آن هم در حیطه ی فرهنگی محدود بود.

برای من همیشه یک سؤال وجود داشته که شاید شما بتوانید به آن پاسخ دهید. همان‌طور که در ابتدا اشاره کردید، گرافیک تبلیغاتی ما تحت تأثیر شدید نوع امریکایی بود، در نقاشی، تئاتر،مجسمه‌سازی و موسیقی هم تأثیر آثار اروپای شرقی را کم‌تر می‌بینیم. حتی ردّ پایی از مثلن هنر انقلابی مکزیک هم در سایر آثار کم‌تر دیده می‌شود. چگونه است که گرافیک فرهنگی ما به سمت اروپای شرقی به‌ویژه لهستان گرایش دارد و مسیری جداگانه را می‌پیماید؟ آیا طرز تفکری خاص یا گرایشی ویژه در میان طراحان گرافیک متداول بود یا مثلاً نوعی اعتراض محسوب می شد به شرایط فرهنگی موجود؟
فراموش نکنید که در دهه ی ۵۰ حرکت های آزادی‌خواهانه شتاب بیش‌تری به خود گرفته بودند؛ گرایش‌های متفاوتی در حال شکل‌گیری بود. برنامه‌های آموزشی دانشکدهی هنرهای زیبا در ابتدای دهه ی ۱۳۵۰ دستخوش تحولات اساسی شد.چرخش از تفکر “هنرهای زیبا”به سمت “هنرهای کاربردی” با تفکرات “باهاوس” و آمدن اساتید زیادی که در اروپا و امریکا درس‌خوانده بودند، همراه بود. گرافیک تبلیغاتی تجاری به تکنیک های امریکایی توجه می‌کرد و گرافیک فرهنگی به کشورهای اروپای شرقی و مخصوصن لهستان. یادم هست فیلم‌های خارجی شرکت کننده در فستیوال سالیانه ی کانون بیش‌تر از اروپای شرقی بودند. تکنیک ساخت این انیمیشن‌ها تأثیر زیادی در شیوه و تکنیک تصویرسازی و دیزاین ما داشت. به هر حال، فکر می‌کنم جوّ غالب بر فضا و تفکر روشنفکری دانشگاهی جامعه ی آن روز گرایش های آزادی‌خواهانه ی آثار اروپای شرقی را ترجیح می داد. مکتب لهستان بسیار مورد توجه قرار گرفت و در کارهای طراحان بنام آن دوره مثل ممیز و مثقالی و … ردّ پای آن به چشم می خورد.

اما مرتضی ممیز در فرانسه به تحصیل ادامه داده بود، یعنی در اروپای غربی!
سفر و تحصیل به کشورهای اروپای شرقی به آسانی میسر نبود. ادامه ی تحصیل ممیز در فرانسه مقارن بود با جنبش دانشجویی ۱۹۶۸ پاریس و دیگر شهرها. این جنبش سرآغاز تحولات زیادی در فرانسه و اروپای غربی شد .

به نظر می‌رسد جوّ حاکم بر گرافیک فرهنگی ایرانِ آن زمان به این سمت و سو خیلی گرایش داشته است. مثلن قباد شیوا هم که در امریکا ادامه ی تحصیل داده بود، وقتی در برگشت وارد حیطه ی فرهنگی گرافیک شد، به لحاظ نگرش کارهایش خیلی متفاوت نیستند و به‌راحتی در کنار آثار آن دوره ی ایران قرار می گیرند، به گونه‌ای که بیننده ی امروزی آن‌ها را از نظر نوع نگرش از همدیگر تفکیک نمی‌کند.
مرتضی ممیز، فرشید مثقالی و قباد شیوا که سه راس مثلث گرافیک آن دوره (میانه ی ۵۰) هستند، تأثیر زیادی بر جوّ حاکم در گرافیک ایران گذاشتند و ارتباط حرفه‌ای آن‌ها با یکدیگر قطعن در کارشان هم مؤثر بوده است.
رادیو و تلویزیون آن موقع هم که قباد شیوا در آن به کار مشغول بود، به الگوهای اروپایی خود و به‌خصوص فرانسه نزدیک‌ تر بود تا مدل های امریکایی، اما در حیطه ی گرافیک تبلیغات تجاری این‌گونه نبود و مثلن کامران کاتوزیان کارهای بسیار مدرنی ارائه کرد که تأثیرات تکنیک های امریکایی در آن دیده می شد.

این روند و حرکتی که در عرصه ی گرافیک وجود داشت چه تأثیری بر شما و هم‌دوره‌های شما گذاشت؟
در دهه ی چهل و پنجاه چند فراز بسیار مهم برایم آموزنده بوده و از آن در همه‌جا یاد می‌کنم. تصویرسازی‌ها و طراحی صفحات مرتضی ممیز در کتاب هفته، مجموعه پوسترهای ایران از کاظمی برای سازمان جلب سیاحان ، پوسترهای صادق بریرانی برای تالار رودکی و آثار گرافیک  قباد شیوا برای جشن هنر شیراز و مجله ی تماشا. این‌ها برای نسل ما بسیار جذاب بود، به‌خصوص که این دستاوردها در کلاس های دانشکده موضوع بحث و تحلیل می شد.مرتضی ممیز در کلاس درس خودش فتومونتاژهای رومن سیسلویچ و روش کار یان لنیتسا را مطرح و در مورد آن ها صحبت می کرد. مدیریت هنری جشنواره فیلم تهران توسط وی و آثاری که هر ساله با خلاقیت های تازه از او منتشر می‌شد، برای ما بسیار ارزنده و قابل مطالعه بود.تالار قندریز هم نمایشگاه‌های مطرحی در معرفی گرافیک علمی برگزار می‌کرد و کتا ب‌های باقی‌مانده از این دوره گواه این مطلب اند. برخی از برجسته ترین نمونه‌های پوسترهای لهستان، سوئیس، فرانسه و… به همت پاکباز و ممیز در تالارهای ایران و قندریز به نمایش درآمدند و جوّ تازه و مثبتی به وجود آوردند.

حالا بپردازیم به کارهای خودتان. در همه ی کارهای شما گرایش ساختار گرایانه ای وجود دارد که تا به امروز باقی است. این گرایش در کارهای‌تان از کی به وجود آمده است؟
دوره ی سه ساله ی هنرستان هنرهای زیبا که من در آن نقاشی خواندم، دوره ی بسیار مطلوب و اثرگذاری بود. در سال‌های ۴۷ تا ۵۰ هنرستان به مدیریت مرحوم حسین کاظمی در اوج بود. غلامحسین نامی، محمد ابراهیم جعفری و مرحوم محمدی اساتید نقاشی این مدرسه بودند و هر سه از شاگردان برجسته ی محسن وزیری مقدم که مدرنیست تمام عیاری بود. در آن زمان آن‌ها با شور و حرارت بسیار نقاشی مدرن و تحولات ناشی از آن را به شکل علمی در کلاس‌ها مطرح می‌کردند. تاریخ هنر با دکتر گلزاری بود، مینیاتور با فرشچیان ، کلاس گرافیک با علی عادلی و هفته‌ای یک روز کامل کاری هم در موزهی ایران باستان و دیگر موزه‌های تهران برای برداشت و تحلیل موتیف‌های ایرانی. این‌ها برای کسی که می‌خواست گرافیک کارکند پایه و پشتوانه‌های ارزشمندی بود.
بعدن در کلاس مبانی دانشگاه تهران دورهی خوبی داشتیم که استادش “کارل اشلا‌مینگر” آلمانی بود. روئین پاکباز، سیما کوبان و ویولت متحده هم دیگر اساتید گروه مبانی بودند. به‌علاوه، آنچه در این کلاس می گذشت همراه شد با کلاس مبانی مجسمه سازی که پرویز تناولی آن را اداره می کرد.
این روش ساختار گرایانه که اشاره می‌کنید، بیش‌تر تحت تأثیر آن کلاس‌هاست و به‌خصوص  تمرینات دقیق و مشخصی که در ادامه برای کاربردهای مبانی در گرافیک انجام می‌دادیم. بخشی از تمرینات هم متصل می‌شد به بیان‌های گرافیک ناب و خالص که در آن‌ها مفاهیم را جست‌وجو می‌کردیم. از همین‌جا به گرافیک خلاصه و ساده و بی‌پیرایه علاقه‌مند شدم. کم‌ترین فونت‌ها و رنگ‌ها برای بیشترین بیان؛ هرچند که کار حرفه‌ای در بیرون دانشگاه بیش‌ترین جنبه‌ها را به ما یاد داد.

ظاهرن در کلاس‌های درس دانشگاه‌تان هم به همین روش ساختارگرایانه تأکید دارید و آن را دنبالمی‌کنید.
از آن آموخته ها خیلی استفاده می کنم. این یک سوی جریان است، اما همیشه علاقه دارم که این به عنوان یک مقدمه‌چینی باشد برای ورود به بحث محتوا گرایی و معنا و خلاقیت.
ساختارها در ابتدا به عنوان پایه خیلی می‌توانند کمک کنند تا بنایی که روی آن ساخته می شود، مستحکم باشد.

آیا این روش به نظر شما طراح را محافظه کار بار نمی آورد و از طرفی ساختارشکنی را بسیار دشوارنمی‌کند؟ دیگر این‌که وقتی قوانین بسیار مشخصی قائل می شویم که مثلن مثلث نشانه ی فلان چیز است و یا مربع نشانهی  چیزی دیگر، آیا دست و پای طراح را نمی بندیم؟ آیا نتیجه،  تولید کارهای مانند هم نیست؟
نگاه ساختارگرایانه به تنهایی نمی‌تواند پاسخگو باشد. برای درک هر نوع ساختارشکنی باید اصول ساختار گرایی را درست بشناسیم و روی آن مطالعه داشته باشیم. از نظر من پله های اول آموزش گرافیک بسیار مهم‌اند، بعدن می‌توانیم به علایق درونی و استعداد های دانشجو تأکید کنیم . این نکات برای ایجاد نظم در فکر دانشجو به نظرم مثبت میآید. هرگز کلاس‌ها را با یک روش ثابت سپری نکرده‌ام و هر دوره را با تغییر در روش دوره ی قبل شروع کرده‌ام. دانشجویان هر دوره شرایط خاص خودشان را دارند و نمی‌شود همیشه به یک گونه برخورد کرد. به‌علاوه گرافیک مرتب در حال تحول است. سعی کردم تا ضمن انجام‌دادن تمرینات به فکر و ذهن دانشجویان و علایق شخصی و گرایش‌های فردی آن‌ها هم توجه کنم. هر دانشجو را باید به طرف استعداد شخصی‌اش سوق داد. من از این‌که یک دانشجو مدلی از من بشود پرهیز دارم.

در مورد کارهای خودتان این گرایش‌ها چگونه ظاهر می‌شوند؟ مثلن شما از مثلث خیلی استفاده می‌کنید؛ در کارهای متفاوت چگونه با مفهوم مثلث کنار می آیید؟
من مفهوم را خیلی جست‌وجو می‌کنم و صرفن فرم‌گرا نبوده‌ام . برای مثال، پوستر پنجمین دوسالانه ی گرافیک ایران درختی است که میوه‌هایش مثلث است و شاخه‌های انبوه آن مدادهای ریز و درشت . مثلث را در آن کار به‌عنوان یک نماد فعال و خودنما استفاده کردم. به نظرم، گرافیک به مثلث خیلی نزدیک است. حرکت این شکل پویا از درون به سمت بیرون است و خودش را دائمن تحمیل می‌کند. یک اثر گرافیکی هم همین حالت را دارد، مایل است بیننده و مخاطب خودش راجلب کند و اثر قطعی بگذارد. در پوستر ایران مثلث‌ها مکمل نقش‌های پرچم هستند و برگرفته از گلیم قشقایی.

آیا مفهوم آن‌ها در دو پوستر یکی هستند؟ و یا در پوستر و کتاب؟
خیر، در پوستر ایران مثلث‌ها را به مفهوم حرکت و انرژی ناشی از اهتزاز نقش پرچم ها گرفتم. در این‌جا مثلث‌ها فضای شادی و شعف پرچم‌های رنگی را تشدید می‌کنند. سفارش‌دهنده مایل بود تا فضای پوستر، شاد و غیر عبوس باشد. چهره ی پوستر می‌توانست نماینده ی چهره ی فرهنگی و جامعه ایرانی تلقی شود. من نوعی آذین‌بندی و چراغانی به روش طاق نصرت مورد نظرم بود. به‌هرحال مثلث‌ها در این پوستر نقش و مفهوم دیگری داشتند .هم‌چنان‌که در پوستر هفته کتاب، آن‌ها شعاع‌هایی هستند برای تأثیرات حوزه ی نشر از طریق کتاب و ارزش‌گذاری برای کتاب‌خوانی.
مایل بودم که از یک شکل هندسی برای مفاهیم متفاوت استفاده کنم. اما فارغ از هر نتیجه‌ای علایق شخصی من بود برای جست‌وجو در کار مفهوم فرم‌های ساده و تمایل به ایستایی و استحکام در کارهایم.

آقای اسداللهی از لطف شما و وقتی که گذاشتید، سپاسگزارم.
منبع  سایت رنگ مگزین

تاریخ انتشار : ۴ فروردین ۱۳۹۵

عید دیدنی با بازیگران سینما

parviz-parastouei-photokade

دومین عید دیدنی عید دیدنی  پایگاه اینترنتی عزیزستان اختصاص دارد به  هنرمند نامی سینمای ایران  آقای پرویز پرستویی که به گواه همه و کارنامه کاری و فعالیت هنری ایشان هنرمندی اخلاق مدار ، مهربان و مردمی بوده و در بسیاری از حرکت های مردم دوست و خدا پسندانه پشگام بوده است  اگر در باره شروع فعالیت هنری پرویز پرستویی بخواهید بدانید ، وی در سال ۱۳۴۸ به گروه بهرام بیضایی پیوست و در همان سال سرانجام اولین نقشش در تئاتر ماجرای یک محل را بازی کرد. پرستویی فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۸ با اجرای نمایش در مراکز رفاه، کاخ جوانان و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد.

 


در سال ۱۳۵۳ برای بازی در نمایش دکه و یک سال بعد برای بازی در نمایش تسلیم شدگان جایزه کاخ جوانان را گرفت. آشنایی او با بهزاد فراهانی او را به گروه کوچ کشاند تا به دنبال کسب تجربه باشد. اوج کاری وی در سال ۱۳۵۲ در نمایش‌های چشم برابر چشم، شبی در حلبی‌آباد، پتک و خانه روشن بود که در آن به بازی پرداخت. بازی او در نمایش پرطرفدار میلاد در نقش دلال زمین خیلی زود اسم او را در بین طرفداران تئاتر بر سر زبان‌ها انداخت. پرستویی در سال ۱۳۶۲ اولین فعالیت خود را در سینما با دیار عاشقان آغاز کرد و توانست در همین ابتدا مورد تحسین قرار گیرد و موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل جشنواره فیلم فجر شد. وی در سال ۱۳۶۶ در فیلم شکار با خسرو شکیبایی هم بازی شد. بازی او در آدم برفی ۱۳۷۳ ولیلی با من است ۱۳۷۴ در نقش‌های متفاوت باعث شهرت بیشتر وی شد و برای ایفای نقش صادق مشکینی دیپلم افتخار جشنواره فجر را به دست آورد.[۶] نقطه اوج وی در سال ۱۳۷۶ برای بازی در فیلم آژانس شیشه‌ای در نقش حاج کاظم بود. وی برای بازی در این نقش سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر و دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم یوگسلاوی را در سال ۲۰۰۰ به دست آورد. بازی او در فیلم مومیایی ۳ در سال ۱۳۷۸ نیز از دیگر کارهای قابل توجه او در دهه ۷۰ بود. سال ۱۳۸۰ سال خوبی برای او نبود، فیلم آب و آتش با بازی نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فیلم تکه‌پاره شده موج مرده با تکرار نقش حاج کاظم آژانس شیشه‌ای چهره موفقی از پرویز پرستویی به جا نگذاشت. پرویز پرستویی در سال ۱۳۸۲ بار دیگر چشمها را به سوی خود خیره کرد. بازی ماندگار او در نقش رضا مارمولک در فیلم مارمولک کمال تبریزی جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۲ و تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد هشتمین جشن خانه سینما ۱۳۸۳ را برای او به ارمغان آورد. وی از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ در فیلم‌های موفق دوئل ۱۳۸۲، بید مجنون ۱۳۸۳، کافه ترانزیت ۱۳۸۳ محصول مشترک فرانسه، ترکیه و ایران به ایفای نقش متفاوت پرداخت. پرستویی دو بار دیگر در سال ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر را برای بازی در فیلم‌های بید مجنون مجید مجیدی و به نام پدر ابراهیم حاتمی‌کیا از آن خود کرد. پاداش سکوت و کتاب قانون دو فیلم او در همکاری با مازیار میری در دو سال پشت سر هم بود. وی در سال ۱۳۸۷ بابیست عبدالرضا کاهانی با اوج بازگشت و توانست جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم‌های هنری باتومی ۲۰۰۹ را به دست آورد. پرستویی در سال ۱۳۹۲ با بازی در فیلم امروز رضا میرکریمی دوباره مورد تحسین قرار گرفت و برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم سان فرانسیسکو ۲۰۱۴، جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی سینمای مؤلف رباط ۲۰۱۴ و برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم جیپور در سال ۲۰۱۴ شد. پرستویی در سال ۱۳۹۴ پس از ده سال و برای ششمین بار مقابل دوربین ابراهیم حاتمی‌کیا رفت و در نقش حیدر ذبیحی به ایفای نقش پرداخت. وی برای بازی در این نقش در سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر برای چهارمین بار برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.

پرستویی در انتخاب مجموعه تلویزیونی گزیده کار بود. وی اولین کار خود را در سال ۱۳۶۳ آغاز کرد. امام علی، آوای فاخته و خاک سرخ سه کار دیده شده وی از سال ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۹ بوده است. زیر تیغ در سال ۱۳۸۵ و آشپزباشی در سال ۱۳۸۹ ماندگارترین کارهای او در تلویزیون ایران به شمار می‌رود.

اگر می خواهید بیشتر  در باره پرویز پرستویی بدانید :

تاریخ انتشار : ۳ فروردین ۱۳۹۵

عید دیدنی با دانشمندان

IMG09290741

ایام عید خیلی به دید و بازدید سپری می شود و سنت پسندیده ایرانی و سفارشات دین مبین اسلام به مهربانی کردن را گسترش می دهد  مهربانی شیوه های گوناگونی دارد یکی از شیوه های مهربانی  مهربانی و قدر دانی از دانشمندان در زمان نبودنشان است زمانی که آنها رخت از این دنیا بسته وبه  دیار باقی سفر کرده اند این گونه مهربانی ها دوسویه است وقتی ما یادی از دانشمند و عالمی میکنیم  در گسترش فرهنگ ،تفکر و اندیشه او گام برداشته ایم و بی شک او نیز بر جمعی که یاد او کرده اند به هر مقدار توجه خواهد کرد پس چه شایسته است در این ایام مبارک یادی کنیم از آنها که متبرک است یاد و خاطر آنها .
یکی از این علما و دانشمندان علامه سید محمد حسین طباطبایی است که امروز ما یه قدر درج نام مبارک ایشان و مرور شعرزیبایی که شاید خیلی ها ندانند شاعر آن  علامه بوده شعری که  همه با ابیات اول آن بسیار اشنا هستیم ۔این شعر توسط هنرمند نامی شهرام ناظری اجرا شده

کیش مهر 

همی گویم و گفته‌ام بارها
بود کیش من مهر دلدارها

پرستش به مستی‌ست در کیش مهر
برونند زین جرگه هشیارها

به شادی و آسایش و خواب و خور
ندارند کاری دل‌افگارها

بجز اشک چشم و بجز داغ دل
نباشد به دست گرفتارها

کشیدند در کوی دلدادگان
میان دل و کام دیوارها

چه فرهادها مرده در کوه‌ها
چه حلاج‌ها رفته بر دارها

چه دارد جهان جز دل و مهر یار
مگر توده‌هایی ز پندارها

ولی رادمردان و وارستگان
نبازند هرگز به مردارها

مهین مهرورزان که آزاده‌اند
بریدند از دام جان تارها

به خون خود آغشته و رفته‌اند
چه گل‌های رنگین به جوبارها

بهاران که شاباش ریزد سپهر
به دامان گلشن ز رگبارها

کشد رخت سبزه به هامون و دشت
زند بارگه گل به گلزارها

نگارش دهد گلبن جویبار
در آیینهٔ آب رخسارها

رود شاخ گل دربر نیلُفر
برقصد به صد ناز گلنارها

دَرَد پردهٔ غنچه را باد بام
هزار آورد نغز گفتارها

به آوای نای و به آهنگ چنگ
خروشد ز سرو و سمن تارها

به یاد خم ابروی گلرخان
بکش جام در بزم می‌خوارها

گره را ز راز جهان باز کن
که آسان کند باده دشوارها

جز افسون و افسانه نبود جهان
که بسته است چشم خشایارها

به اندوه آینده خود را مباز
که آینده خوابی‌ست چون پارها

فریب جهان را مخور زینهار
که در پای این گل بود خارها

پیاپی بکش جام و سرگرم باش
بهل گر بگیرند بیکارها

علامه سید محمد حسین طباطبایی

 

تاریخ انتشار : ۲ فروردین ۱۳۹۵

سال خوب وپر از موفقیت

ns

بنام او سال ۱۳۹۵ را آغاز می کنیم که بهترین نام ها است نامی که مهر است و مهربانی خدایی که خدایی تنها برازنده اوست و مهربانی صفتی که خود را با آن معرفی می کند .
بسم الله الرحمن الرحیم  متبرک می کنیم این ایام را به بسم الله الرحمن الرحیم و از مهربانیت اومی خواهیم که دست تمام آنها که مارا دوست دارند گرفته و به راهی که خود دوست دارد رهنماشود.و به رحمانیتش از او می خواهیم تا ما را در راه آنانی قرار دهد که به آنها نعمت داده و ما را دور کند از هر بدی و ما را مهربان بدارد با هر آنکه خود دوست دارد و دشمن بدارد با هرآنکس که او دشمن می شمارد .
سال خوب وپر از موفقیتی برای تک تک شما آرزو دارم
مهربان باشید .
عزیزآقا

جلال عطارزاده
مدیر مسئول موسسه  انتشاراتی عزیزستان

تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۹۴

مرامنامه مهربانی

MARAMNAMEH

هر حرکت  اجتماعی به یک  تعریف  مقدماتی برای  کسانیکه در این راه قدم بر می دارند نیازمند است  تعریفی که  هرچه کوتاه تر و جامعتر باشد تا  تمامی علاقمندان فارغ از هر دسته بندی بتوانند با اهداف  آن ارتباط برقرار کنند  موسسه عزیزستان با بیش از یک دهه که در زمینه مهربانی فعالیت  دارد بر آن شد تا یک مرامنامه مهربانی  تدوین  نموده  تا علاوه بر استفاده  درون موسسه  آن را در اختیار عموم علاقمندان به مهر و مهربانی قرار داده تا سر لوحه ارتباطات خود قرار دهند و چنانچه  توانایی و تمایل گسترش این فرهنگ را داشتند در فضا های مجازی به شیوه  پیشنهادی اقدام به نشر آن نمایند .
مرامنامه مهربانی :

من با علم و آگاهی از اینکه انسان هستم و بنده خدایی مهربان با خود و خدای خود پیمان می بندم تا مهربان باشم با خودم با خدا با بندگان خدا و با طبیعت پروردگار. من اعتقاد دارم اگر بخواهم زندگی با آرامش داشته باشم قبل از هر شخصی باید با خودم مهربان باشم .من می دانم برای مهربانی بیشتر با خودم باید آنها را که بیش از همه مرا دوست دارند دوست بدارم . من می دانم خدا وند و مادر و پدر بیش از همه با من مهربان هستند پس قبل از همه هر روز دوستی و مهربانیم را با آنها مستحکم تر می کنم.من می دانم تمام انسانها بندگان خداوند هستند برای مهربانی با خدا با بندگان خدا مهربان خواهم بود. من می دانم تمام عالم .طبیعت .گیاهان و حیوانات مخلوقات و آفریده خداوند هستند برای مهربانی با خدا با آنها هم هرروز مهربانتر خواهم بود.

با گسترش استفاده از فضا های مجازی  داشتن الگو های ملی  و دینی بیشتر احساس  می شود  این الگو ها  می تواند کمی از نا هنجاری های  را که  اینگونه تکنولوژیها با خود بهمراه می آورد کاسته و کنار  درج مطالب گوناگون همواره  تذکر مهربانی  را به خود داشته باشد .
موسسه عزیزتان با نیت گسترش فرهنگ مهربانی به کاربران فضا های مجازی خصوصا  استفاده کنندگان از تلگرام و اینستاگرام پیشنهاد می کند  عکس اصلی یا یکی از عکسهای پروفایل خود را در تلگرام / اینستاگرام  و دیگر  برنامه های مشابه به صورتی که پیشنهاد می گردد تنظیم نمایند .

با توجه به اینکه عکسهای پروفایل در اینگونه برنامه ها  ابتدا بسیار کوچک دیده می شود و سپس قابل بزرگنمایی است  می توان از این قابلیت استفاده نمود و مرامنامه را در اندازه بزرگ  روی تصویر قرار داد  چون با استفاده از این شیوه در ابعاد کوچک عکس قابل دیدن و شناسایی است و در ابعاد بزگ قابل مطالعه  و حسن این شیوه این است که با  درج این مرامنامه روی تصویر تاثیر معانی  واژه ها  به مرور  روی صاحب تصویر و مخاطبین  به قدر استفاده از آن خواهد داشت .

علاقه مندان به  درج مرام نامه روی تصویر پرو فایل خود با ارسال  عدد ۹۵ به  سامانه  ۳۰۰۰۷۶۱۸۸۰ فایل آمادهPSD  در برنامه فتو شاپ  از طریق تلگرام  برایشان ارسال خواهد شد  همچنین آن دسته از عزیزان که  امکان استفاده از برنامه فتوشاپ را ندارند تصویر مورد نظر خود را  برای استفاده  در پروفایلشان ارسال نمایند تا پس از آماده سازی برایشان باز ارسال گردد.

 

تاریخ انتشار : ۱ اسفند ۱۳۹۴

آوای مهربانی

d488c747-eddf-47b2-86cc-f602c3b236fd
مهربانی وقتی موج می زند در دلهای تک تک ایرانیان این روزها از هر دلی صدای مهربانی شنیده می شود و هر کسی با توان  شخصی و محلی خود اقدام به برپایی پرچم مهربانی در شهر و محله خود کرده و مهربانی را گسترش می دهد  ،
مهربانی این اخلاق پیامبری که نیکی کردن به بندگان خداست .  زمانی زمزمه مهربانی انقدر شیرین و شنیدنی می شود که چون آوای خوشی از دور ترین نقاط نیز به گوش شنیده و به جان احساس می شود وقتی این آوای مهربانی ازاستان امام مهربانی ها خراسان  سروده شود خیلی سریع به جان تشنه همه خواهد نشست .مدتی است که در بین کانالهای تلگرام در فضای مجازی  کانالی بنام آوای مهربانی  آهنگ خوشی را به گوش  عاشقان محبت و مهربانی می رساند در این مدت کوتاه این  تشکل خود جوش  برنامه های خیرخواهانه زیادی را به اجرا در آورده که اگر مورد توجه و حمایت مهربانان این سرزمین  مهربان پرور قرار بگیرند  این عزیزان  موفق به انجام و پیاده سازی ایده های بسیار نو و تاثیر گذاری را خواهند بود .  اگر بطور خلاصه در باره این گروه بخواهیم بدانیم  تاریخچه و اهداف گروه آوای مهربانی به دین قرار است .
 آوای مهربانی از مرداد ماه سال ۱۳۹۴ به صورت مجازی شکل گرفت. شروع شکل گیریه این جمع مهربانانه حدودا ۲۰ نفره در ابتدا با ایده کمک به تهیه پای مصنوعی برای  پیرمردی مهربان بوده است.
اهداف کوتاه مدت و بلند مدت گروه آوای مهربانی به شرح ذیل می‌باشد:
۱- شناسایی و مهربانی به افرادی که مورد بی‌مهریه جامعه قرار گرفته اند.
۲- ترویج حس و فرهنگ مهربانی در این گروه و در جامعه.
۳- کمک به انتشار و ترویج فعالیت‌های زیبا و هدفمند مهربانی که در جامعه توسط مردم و یا گروه‌های مردم نهاد در حال شکل گیری می‌باشند.
۴- جمع‌اوری و انتشار ایده‌های مهربانانه در جامعه
۵- کمک به ایجاد شبکه ‌ای از فعالین و افراد مهربان در جامعه که دغدغه‌هایی فراتر از دغدغه های فردی و روزمره دارند.
یکی از طرح های جالب این گروه شب چله برای کودکان کا بوده که با فراهم کردن بسته های مهربانی شب چله و شاهنامه خوانی  شبی به یاد ماندنی را برای این گودکان رقم زدند این گروه با  برنامه ای و ایده های  جدید در کانال آواب مهربانی سعی در گسترش فرهنگ مهربانی میان هم میهنان عزیزمان دارد از جمله برنامه های این کانال  ارسال پیامها و تصاویر با مضمون مهربانی و نواهای مهربانانه  از دیگر ابتکارات این گروه پخش شبانه قصه های مهربانی در این کانال است .
پایگاه اینترنتی و انتشارات عزیزستان بر خود لازم می داند از فعالیت این گروه تقدیر و تشکر نموده و ضمن اعلام آمادگی برای همکاری با این گروه  آرزوی موفقیت روز افزون برای این عزیزان را دارد .
صفحه 3 از 1412345...10...قبلی »